تبليغاتX
سلفی گری - نقد وهابیت

سلفی گری - نقد وهابیت

وبلاگی تخصصی در زمینه نقد فتاوا،آرا ،عقائد ومرام وهابی ها وبعضا مسائل مربوط به اهل سنت

اعتراض به حزن حضرت زهرا سلام الله علیها - قسمت دوم

ادامه مطالب گذشته.....

....بخاری و مسلم نقل کرده اند هنگامی که خبر شهادت زید بن حارثه و جعفر بن ابی طالب و عبدالله بن رواحه در غزوه موته به پیامبر اکرم رسید. درحالی که آثار حزن بر ایشان هویدا بود جلوس نمود.(صحیح بخاری ج1 ص 437 باب من جلس عند المصیبه یعرف فیه الحزن – صحیح مسلم ج 2 ص 614)

بخاری از انس بن مالک نقل کرده که گفت:قنت رسول الله شهرا حین قتل القرا فما رایت رسول الله حزن حزنا قط اشد منه....هنگامی که قاریان قرآن در کنار بئر معونه به شهادت رسیدند یک ماه حضرت با مردم سخن نمی گفت و هرگز دیده نمی شد که پیغمبر به این شدت ناراحت شده باشد(صحیح بخاری ج 1 ص 437)

ثالثا:حزن و اندوه زهرا بعد از وفات پیامبر تنها در فراغ پدرش نبوده بلکه حزن واندوه و گریه او بر ارتداد و به فراموشی سپردن تمام زحمات و سفارشات پدرش و خانه نشین کردن خلیفه به حق رسول خدا یعنی حضرت علی و دیگر امور نیز بوده است.

حضرت زهرا سلام الله علیها چنان از این امور محزون و ناراحت بود که عبدالله بن حارث می گوید:مکثت فاطمه بعد النبی سته اشهر و هی تذوب... فاطمه بعد از پیامبر شش ماه زنده بود و این در حالی بود که بدنش در این مدت اب می شد.(سیر اعلام النبلا ج2 ص 128)

رابعا:چه کسی گفته که ابوبکر در سوگ پیامبر محزون نشده ونگریسته است؟بلکه مطابق نص طیالسی بر پیامبر نوحه سرایی نیز کرده است.

او می گوید:بعد از وفات پیامبر چون بر حضرت وارد شد لبانش را بین دو چشمان حضرت گذاشت و دو دستش را به دو گیجگاه او . آن گاه فریاد بر آورد: وانبیاه وا خلیلاه وا صفیاه.... اه ای نبی خدا وای ای دوست خدا وای  ای انتخاب شده خدا(مسند طیالسی ج 1ص 217)

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:21  توسط حسین.....  | 

ایام فاطمیه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 8:24  توسط حسین.....  | 

اعتراض به حزن حضرت زهرا سلام الله علیها

 

به نام خدا

با سلام خدمت کاربران محترم اینترنت

شهادت ام ابیها حضرت زهرا سلام الله علیها به روایت برادران اهل سنت را خدمت شما تسلیت می گویم

بهتر دانستم در این خصوص اشکالی که ابن تیمیه بر حزن حضرت وارد نموده مطرح نمایم و نقد و رد نظریه ابن تیمیه را بیان نمایم

امید است با همفکری شما عزیزان بتوانیم در شناخت فرقه ضاله و گمراه وهابیت موفق باشیم

ممنون.

ابن تیمیه در اعتراض به حزن حضرت زهرا سلام الله علیها در سوگ پدرش و مقایسه آن با حزن ابوبکر در غار می گوید:شیعه ودیگران از فاطمه حکایت می کنند که به حدی در سوگ پیامبر حزن داشته که قابل توصیف نیست. واین که او بیت الاحزان ساخته است و این کار را مذمت برای او به حساب نمی اورند با این که او بر امری حزن داشته که فوت گردیده و باز نمی گردد ولی ابوبکر در زمان حیات پیامبر از ترس این که حضرت کشته شود خوف داشته است و آن حزنی است که متضمن حراست است و لذا چون حضرت فوت کرد هرگز چنین حزنی را ابوبکر نداشت زیرا بی فایده است. نتیجه این که حزن ابوبکر بدون شک کامل تر از حزن فاطمه است.(منهاج السنه ابن تیمیه ج 8 ص 459 و 460)

 

پاسخ:

اولا:حزن ابوبکر ناشی از ضعف ایمان او به نصرت الهی بوده است و لذا پیامبر در غار به او فرمود لا تحزن ان الله معنا غم مخور خدا با ماست.

ونیز خداوند متعال می فرماید:الا ان اولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون  آگاه باشید دوستان و اولیای خدا نه ترسی  دارند و نه غمگین می شوند.

ثانیا:حزن در فراق محبوب و گریه کردن بر او نه تنها امری جایز و راجح است بلکه خود پیامبر نیز چنین می کرده است.

انس بن مالک از پیامبر نقل کرده که فرمود:ان العین تدمع والقلب یحزن و لانقول الا ما یرضی ربنا و انا لفراقک با ابراهیم لمحزونون... همانا چشم می گرید و قلب  محزون می شود ولی غیر از آنچه رضایت پروردگار ماست نمی گوییم وبه طور حتم ای ابراهیم در فراق تو محزونیم.(صحیح بخاری ج 1 ص 438 و 439 – صحیح مسلم ج 4 ص 1807)

چرا ابن تیمیه به پیامبر اعتراض نمی کرد که چرا به امری که گذشته و فوت شده محزونی؟؟؟

این بحث ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 7:9  توسط حسین.....  | 

جنایت های وهابی ها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:16  توسط حسین.....  | 

شفاعت در روایت و کفتار صحابه

1.انس مي گويد:از پيامبر صلي الله عليه واله وسلم درخواست كردم كه در قيامت درباره من شفاعت كند وي پذيرفت و فرمود:من اين كار را انجام مي دهم.به پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم گفتم:شما را كجا جست و جو كنم ؟ فرمود: در كنار صراط

.(الجامع الصحيح ج4ص 621ح2433)

2.سوادبن قارب نزد پيامبر امد و در ضمن اشعاري از وي درخواست شفاعت كرد:اي پيامبر:روز قيامت شفيع من باش.روز شفاعت ديگران به حال سوادبن قارب به مقدار رشته وسط خرما سودي نمي بخشند.(و كن لي شفيعا يوم لا ذو شفاعه:بمغن فتيلا عن سواد بن قارب در بعضي از نسخه ها سواد بن عاذب و در بعضي سواد بن قارب ثبت گرديده است.

(الدرر السنيه ص 29 كشف الارتياب ص 263 الاصابه ج2 ص 96 اسدالغابه ج3 ص 375)

3.ابن عباس مي گويد: وقتي علي عليه السلام از غسل دادن پيغمبر صلي الله عليه واله وسلم فارغ شد.فرمود:پدر و مادرم فداي تو.تو پاك و پاكيزه هستي هم در حال حيات و هم در حال ممات. ما را نزد پروردگارت ياد كن.

(امالي شيخ مفيد 105 و بحارالانوار به نقل از امالي ج 22 ص 527)

4.ابوبكر كفن را از روي پيامبر صلي الله عليه واله و سلم باز كرد و پيامبر را بوسيد و همان سخن علي عليه السلام را گفت.

(كشف الارتياب 265 )

5.در خلافت عمربن خطاب مردم دچار قحطي شدن.بلال بن حارث كه از اصحاب پيامبر بود نزد قبر نبي اكرم آمد و گفت اي فرستاده خدا براي امت خود طلب باران كن چرا كه آنها هلاك شدند پيامبر در خواب اين شخص امد و خبر داد كه به زودي باران مي بارد.

(فتح الباري ج 2 ص 398- السنن الكبري ج 3 ص 351 – وفاء الوفا ج4 ص 1374)

6.روايتي از پيامبر صلي الله عليه واله و سلم است كه فرمود:«اعطيت خمسا...و اعطيت الشفاعه فادخرتها لامتي فهي لمن لا يشرك بالله شيئا» خداوند بزرگ به من پنج امتياز داده است ... كه يكي از آنها شفاعت است و آن را براي امت خود نگه داشته ام . شفاعت براي كساني است كه شرك نورزند.

(مسند احمدج1 ص 301- سنن نسائي ج1 ص 172- سنن دارمي ج1 ص 323)

و...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 7:10  توسط حسین.....  | 

فیلمی در افشای جنایات وهابیان

یکی از فرقه های انحرافی که تحت هیچ عنوانی از مذاهب نمی گنجد وهابیت یا همان سلفی گری است.هر چند که این گروه تروریستی و خشونت طلب خود را سنی مذهب معرفی می کند اما جالب است بدانید که خود بزرگان اهل سنت از این ماجرا سخت ناراحتند.
این گروه یعنی وهابیت دارای شاخه های تروریستی و عملیات نظامی است که هر از چند گاهی شاهد پخش اخبار از جنایات آنها در سراسر گیتی هستیم.
در رد این فرقه کتابهای بسیار زیادی نوشته شده است و امسال در نمایشگاه کتاب دیدم که در انتشارات کردستان (مربوط به جامعه اهل سنت) کتابی از یکی فرد سنی مذهب در رد وهابیت به چاپ رسیده بود.
یکی از گروههای وابسته به این جریان گروهک تروریستی و منافقین موسوم به جند الله به سرکردگی منافق مشهور عبدالمالک ریگی است. شاید آخرین عملیات ناکام این گروه در روستای چاه جمال بود که در این جریان تعدادی از فریب خوردگان توسط وی کشته و یا در دست قانون گرفتار شدند.
در این جریان صدا و سیمای زاهدان با بستگان افرادی که در این جریان کشته شدند مصاحبه ای کرد که تکه ای از این فیلم توسط یکی از برداران اهل حق در منطقه زاهدان برای من ایمیل شد.
در این فیلم مادر یکی از کشته شدگان در حادثه تروریستی چاه جمال سخنانی را به ریگی خطاب می کند که جای دیدن دارد.
فیلم را در از طریق لینک زیر مشاهده و یا دانلود کنید:
 
 
به نقل از وبلاگ اهل حق و ایین یاری
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:51  توسط حسین.....  | 

پست های اردیبهشت 87

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط حسین.....  | 

پست های فروردین ماه 87

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:7  توسط حسین.....  | 

عکس العمل علمای اهل سنت در مورد ابن تیمیه

برخى از شخصيّتهاى بزرگ اهل سنّت و معاصر «ابن تيميّه»، مطالب وى را به نقد كشيده، و برخى ديگر كتابهايى مستقلّ در بطلان نظريات او تأليف كردند، مانند: «تقى الدين سُبكى» در گذشته 756، دو كتاب به نامهاى «الدرّة المضيّة في الردّ على ابن تيميّة» و «شفاء السقام في زيارة خير الأنام» نوشت.

بر كتاب شفاء السقام، ملاعلى قارى فقيه مشهور حنفى مقيم مكه در گذشته 1014، شرح محققانه به نام «شرح شفاء السقام» نوشته است.

و محمد بن ابى بكر أخنائى متوفاى 763 كتابى به نام «المقالة المرضيّة في الردّ على ابن تيمية» نوشت و با احاديث معتبر و ادله محكم، نظريه ابن تيميه را ردّ كرد، و ابن تيميه وقتى آن كتاب را ديد پاسخى به نامي «رد أخنائي»
بر او نوشت.

على بن محمد سمهودى  شافعى مصرى متوفاى 911، شيخ الاسلام مدينه كتاب گرانسنگى به نام «وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى»
نوشت و مفصل در باره زيارت، شفاعت، توسل و استغاثه به حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)بحث محققانه كرده.

علاوه بر كتب ياد شده كتابهاى ديگرى نيز توسط علماى اهل سنت در نقد افكار ابن تيميه نوشته اند كه به برخى از آنان اشاره مى شود:

«خير الحجة فى الرد على بن تيميه فى العقايد»
تأليف: احمد بن حسين بن جبريل شهاب الدين شافعى.

«الدرة المضيئة فى الرد على ابن تيميه»
تأليف: محمد بن على شافعى دمشقى كمال الدين معروف به ابن زملكانى.

«دفع شبه من شبّه و تمرّد» از: تقى الدين ابو بكر حصنى دمشقى متوفاى 829 هـ.ق). اين كتاب از مكتبه الازهريه للتراث به صورت افست چاپ شده است، 127 صفحه وزيرى و در سال 1418 با تحقيقات و فهارس به نام «دفع الشبه عن الرسول (ص) و الرساله»
در 256 صفحه چاپ شده است.

«الرد على ابن تيميه»
 تأليف: عيسى بن مسعود منكاتى.

«الرد على ابن تيميه فى الاعتقادات»
تأليف: محمد حميد الدين حنفى دمشقى فرغانى.

«رد على الشيخ ابن تيميه»
تأليف: شيخ نجم الدين بن ابى الدر البغدادى.

«رساله فى الرد على ابن تيميه فى التجسيم و الاستواء و الجهة»
تأليف: شيخ شهاب الدين احمد بن يحيى كلابى حلبى، متوفاى733، معاصر ابن تيميه.

«رساله فى الرد على ابن تيميه فى مسألة حوادث لا اوّل لها» 
تأليف: شيخ بهاءالدين عبدالوهاب بن عبد الرحمن اخمينى شافعى معروف به مصرى متوفاى 763. اين كتاب با تحقيقات و شرح عبارات. سعيد عبد الطيف از عمان اردن دار السراج در سال 1419ه، 1998م چاپ شده است.

«رساله فى مسئله الزيارة فى الرد بن تيميه»
تأليف: محمد بن على مازنى.

«سيف الصقيل»
فى رد ابن تيميه و ابن قيم. مؤلف: نفى الدين السبكى. اين كتاب هم در مصر چاپ شده است.

«شرح كلمات الصوفيه أو الردّ على ابن تيميه» مؤلف و جامع: محمود محمود الغراب. اين كتاب از مطبع زيد بن ثابت مشتمل بر 462 صفحه چاپ شده است و موضوع آن رد گفته هاى ابن تيمه درباره ابن عربى و صوفيه از كلمات ابن عربى (560 638ه.ق) رد شده است.

«فتاوى الحديثيه» تأليف: احمد شهاب الدين بن حجر هيثمى مكى متوفاى 974،. به صورت افست از استانبول چاپ شده است. (تاريخ 1414ه، 1994م). در رد اين كتاب ابن آلوسى نعمان بن محمود آلوسى بغدادى (1317،1252هـ ) كتابى به نام «جلاء العنين فى محاكمه الاحمدين» نوشته است.

«المقالات السنيّة فى كشف ضلالات ابن تيميه»
تأليف: شيخ عبد الله بن محمد بن يوسف هروى معروف به حبشى مفتى هرو متوفاى  1328). مفتى هرر كه از يكى از مناطق صومال افريقه است اين كتاب را در چهارده مقالات تحرير كرد و هر مقاله انحرافات ابن تيمه را نشان داد. اين كتاب از دار المشاريع بيروت چهارمين بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.

«نجم المهترين برجم المعتدين» فى رد ابن تيميه مؤلف: فخر ابن معلم قرشى.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 7:33  توسط حسین.....  | 

پاسخ به شبهات وهابیت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 6:9  توسط حسین.....  | 

تبرک به اشخاص و اشیاء:

 

1.سبکی می گوید وقتی پدرم در اتاق بزرگ دارالحدیث اشرفیه ساکن شد همیشه درشب به ایوان آن می رفت و روی آن اثر شریف عبادت می کرد و صورت خود را بر روی آن می سایید این فرش به زمان اشرف بر می گردد و نووی در هنگام درس روی آن می نشست.(طبقات الشافعیه ج8 ص 396)

2.تبرک به داوودی :ذهبی از سمعانی نقل می کند داوودی از برجستگان علمی خراسان بود و آن استحقاق را دارد که انسان برای تبرک جستن به او فرسنگها مسافت راه برود.(سیراعلام النبلا ج18 ص 223- الانساب ج2 ص 448)

این کلمه از کتاب الانساب حذف شد تا احترام ابن تیمیه و عبدالوهاب و نیز فتاوایشان حفظ وابروی او بیشتر نرود و مانع رسوایی فتاوائی او شود.

3.تبرک دارقطنی به قواس :دارقطنی گوید:ما به ابی الفتح القواس در حالی که بچه بود تبرک می جستیم (سیراعلام النبلا ج16 ص 475- تاریخ بغداد ج 14 ص 327)

4.تبرک جستن به چوب ها محمد بن یوسف بخاری حافظ می گوید:در زمان حج با یحیی بن معین در یک شب جمعه وارد مدینه شدیم و یحیی همان شب در گذشت وقتی صبح شد خبر وفاتش در میان مردم پخش گردید و لذا مردم جمع شدند در این میان بنی هاشم آمدند و گفتند آن چوب هایی که پیامبر را روی آن غسل دادند بیاورید.برخی مردم از اوردن آن چوب ها کراهت نشان دادند و قبول نکردند که مبادا به ساحت مبارک آن حضرت جسارت شود چون او چنین لیاقتی را ندارد و لذا بحث بالا گرفت بنی هاشم گفتند ما به پیامبر سزاوارتریم و این شخص صلاحیت آن را دارد که بر روی آن چوب ها غسل داده شود از آن روی وی را روی آن چوب ها غسل دادند و روز جمعه دفن کردند.

عباس الدوری می گوید:این شخص دارفانی را وداع نمود و وی را بر چوب هایی که پیامبر را روی آن غسل حمل کردند.

5.تبرک به چاه:غزالی در بحث زیارت نبی اکرم و اداب آن می گوید:زائر به چاه اویس اید چرا که گفته شده پیامبر در ان چاه اب دهان مبارک خود  را انداخت آن چاه کنار مسجد است و پیامبر از اب چاه وضو گرفت و از ان نوشید تمام مشاهد و مساجد در مدینه سی موضع است که اهالی شهر ان را می دانند و زائر به اندازه توان خود به انجا برود و نیز برای طلب شفا و تبرک به پیامبر به نزد ان چاه برود که ان حضرت از ان وضو گرفت و از اب ان غسل نمود و اب نوشیده است.(احیا العلوم ج 1 ص 260)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:18  توسط حسین.....  | 

قبور وجنازه هایی که بدان تبرک می جستند- قسمت دوم

 

7.تبرک پیروان ابن تیمیه به جنازه وی:

 

پیروان وی با اب غسل وی تبرک می جستند در این جا این پرسش مطرح می شودکه آیا پیروان وی مشرک و اهل بدعت بودند؟آیا فتوای او در مورد یارانش جاری است؟آیا تشییع کنندگان جنازه وی همه مشرک بودند و کسی از مسلمانان در تشییع جنازه وی حاضر نبود؟آیا جواز تبرک و لمس امر عقلایی و رایج بین مسلمانان نبود وفتوا دادن به حرمت چنین اعمالی بر خلاف امر عقلا و سخنی غیر مشروع نیست؟در تشییع جنازه وی انبوه زیادی از مردم از هر طرف امدند به طوری که راه بندان ایجاد شد و با این حال همچنان بر جمعیت مردم افزوده می شد.بر جنازه وی برای تبرک چوب های خوشبو و عمامه ها گذاشتند.....و سدر زیادی خریدند و بین خود تقسیم کردند!نقل است:

ریسمانی که آغشته به جیوه بود و برای دفع شپش روی جنازه اش گذاشته بودند به 150درهم خریده شد.(البدایه والنهایه ج14 ص 136 –الکنی والالقاب ج1 ص 237) تمامی این ها به نظر ابن تیمیه و وهابیان از مظاهر شرک است!بنابراین هواداران او مشرکان بودند طبق قول خود ابن تیمیه.!!

 

8.تبرک مردم به خاک قبر بخاری:

 

سبکی از وفات بخاری و دفن وی می نویسد:مردم از خاک قبر او بر می داشتند تا این که خود قبر مشخص شد وممکن نبود از قبر هم محافظت شود از این رو بر روی قبر چوبی که دارای دریچه بود قرار دادیم این چوب به صورت مستطیل یا مربع دارای سوراخ بود دیگر کسی نتوانست به قبر دسترسی پیدا کند(طبقات الشافعیه ج2ص 233- سیراعلام النبلا ج12ص 467)

 

9.تبرک جستن به یحیی بن مبارک :

 

ابن بشکوال می گوید:وی زاهد عصر و عابد شهر خود بود و مردم به وی تبرک می جستند وبه دعایش پناه می بردند.(سیراعلام النبلا ج16 ص 345)

 

موضوع بعدی:تبرک به اشخاص و اشیا در سیره گذشتگان

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 10:40  توسط حسین.....  | 

شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهّابيّت

أحمد زينى دحلان مفتي مكّه مكرّمه مى نويسد: «كان محمّد بن عبد الوهّاب إذا اتّبعه أحد وكان قد حجّ حجّة الإسلام، يقول له: حجّ ثانياً! فإنّ حجّتك الأولى فعلتها وأنت مشرك، فلا تقبل، ولا تسقط عنك الفرض.
وإذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: اشهد على نفسك إنّك كنت كافراً، وعلى والديك أنّهما ماتا كافرين، وعلى فلان وفلان، ويسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله، وإلاّ قتله، وكان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة، ويكفّر من لا يتّبعه، ويسمّيهم المشركين، ويستحلّ دماءهم وأموالهم»(الدرر السنيّة: 1/46، الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي: 17، كشف الارتياب: 135 نقلا عن خلاصة الكلام: 229 - 330 لدحلان)

اگر چنانچه كسى به مذهب وهّابيّت در مى آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمّد بن عبد الوهّاب» به وى مى گفت: بايد دوباره به زيارت خانه خدا بروى چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است.
و به كسى كه مى خواست وارد كيش وهّابيّت بشود مى گفت: پس از شهادتين بايد گواهى دهى كه در گذشته كافر بوده اى و پدر و مادر تو نيز در حال كفر از دنيا رفته اند، و همچنين بايد گواهى دهى كه علماء بزرگ گذشته كافر مرده اند.
اگر چنانچه گواهى نمى داد وى را مى كشتند. آرى او بر اين باور بود كه تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته كافر بوده اند، و هركسى را كه از مكتب وهّابيّت پيروى نمى كرد او را مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مى كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:53  توسط حسین.....  | 

قبور وجنازه هایی که بدان تبرک جسته می شد

۱.شخصی خاک قبر سعد را گرفت بعد از وارسی کردن بوی مشک ازآن بیرون می امد.(الطبقات الکبری ج۳ ص ۱۰ سیراعلام النبلا ج۱ ص ۲۸۹ - معجم رجال الحدیث ج۸ ص ۹۱ -تنقیح المقال ج۲ ص ۲۱ -مسندرک علم الرجال ج۴ ص ۴۳)

۲.قبر عبدالله الحرانی وی در سال ۱۸۳ در روز ترویه کشته شد مردم از خاک قبرش می گرفتند و آن مثل مشک خوشبو بود و در لباسشان می گرداندند.(حلیه الاوالیا ج۲ ص ۲۵۸ - تهذیب التهذیب ج۵ ص ۳۱۰)

۳.قبر معروف کرخی:ابن جوزی می گوید:قبر وی در بغداد آشکار است و به خاک آن تبرک می جویند ابراهیم حربی می گوید:قبرمعروف پادزهری است که تجربه کردم(صفوه الصفوه ج۲ ص ۳۲۴)

۴.قبر احمد بن حنبل:وی امام حنابله است که در سال ۲۴۱ در گذشت قبر او آشکار بوده و مشهور و زیارتگاه است و مردم بدان تبرک می جویند.(مختصر طبقات الحنابله ص ۱۴)

۵.قبر الخضربن نصر اربلی:وی از فقهای شافعی مذهب است که در سال ۵۶۷ در گذشت ابن کثیر ابن خلکان نقل می کند قبر او زیارتگاه است و من بارها ان را زیارت کرده ام مردم را دیدم که در کنار قبرش سوگواری می کردند وبدان تبرک می جستند.(البدایه والنهایه ج۱۲ ص ۳۵۳ - الغدیر ج۵ ص ۲۰۳)

با مطالعه سیره صحابه و تابعین و محدثان می بینیم که به اثار رسول خدا تبرک می جستند به مویی از موهای آن حضرت و یا به دهانه مشک  که نبی اکرم از آن نوشیدند تبرک می جستند همچنین به نعل پیامبر و جای سم شتر آن حضرت و یا چوب و تخته ای که به ان حضرت تعلق داشت ونیز به خاک قبر ایشان و ... تبرک می جستند.

اینان افراد عادی نبودند چرا که برخی از صحابه و بعضی از تابعین بودند گروهی نیز از ائمه حدیث و صاحبان صحاح سته و سنن و اساتید و فقها بودند با این همه شواهد دیگر چه دلیلی دارد که ابن تیمیه و پیروانش کسانی را که به قبور مخصوصا قبر پیامبر تبرک می جستند تکفیر کنند

آیا ابن تیمیه به لوازم فتوای خود پایبند است؟و صحابه و تابعین و اصحاب صحاح و فقها را تکفیر می کند؟

۶.قبر نورالدین محمود بن زنکی :ابن کثیر می گوید:قبرش در دمشق زیارتگاه است و دور آن با دریچه هایی احاطه و خوشبو شده بود و هر رهگذری بدان تبرک می جست.(البدایه والنهایه ج۱۲ ص ۳۵۳ - الغدیر ج۵ ص ۲۰۳ و...)

این بحث ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 21:12  توسط حسین.....  | 

تبرک به خاک قبر پیامبر و...

سیره مسلمین بر این بود که به خاک قبر پیامبر و نیز قبر حمزه و تمام خک مدینه تبرک می جستند چنان که روایاتی در این که خاک مدینه شفای هربیماری - شفا از جذام شفای از سردرد و.... وارد شده است و فقهای مسلمین هم به جواز تبرک یارجحان تبرک موارد یاد شده فتوا داده اند:

۱.سمهودی می گوید:صحابه و غیر صحابه خاک قبر پیامبر را بر می داشتند عایشه انها را متفرق کرد و دیواری را که دارای سوراخ بود و آنان از آنجا خاک قبر را می گرفتند بست - گفته شده است:این کار بدان جهت بود که عمل صحابه و غیر صحابه موجب سوراخ شدن قبر مطهر و خرابی قبه شیف می شد.

۲.وی می گوید:مسلمین برای تبرک از خاک مدینه استفاده می کردند به عنوان نمونه انان از خاک قبر صهیب برای درمان تب استفاده می کردند .بعد سخن زرکشی را می آورد که حمل خاک مدینه به غیر آن به جهت مقدس بودن این شهر و این که چون حرم رسول اکرم در آن قرار دارد جایز نیست اما از این عدم جواز حمل خاک قبر حضرت حمزه استثنا شده است چون مردم همگی اتفاق دارند که حمل آن برای درمان اشکالی ندارد.(وفا الوفا ج۱ ص ۶۹)

۳.صنهاجی می گوید:از احمد بن یکوت در مورد خاک قبرها که مردم آن را برای تبرک برمی داشتند پرسیدم:آیا این عمل جایز است یا ممنوع؟در جواب گفت:جایزاست. مردم همیشه به قبور علماء شهیدان  صالحان تبرک می جستند و نیز خاک قب آقایمان حمزه را برای تبرک تز گذشته تا حال بر می داشتند.(وفا الوفا ج۱ ص ۱۱۶)

۴.ابن فرحون می گوید:امروز مردم خاکی که نزدیک قبر حضرت حمزه است بر می دارند و آن را دانه  دانه شبیه تسبیح درست می کردند . وی به این عمل مردم استدلال کرد که انتقال خاک مدینه جایز است.

۵.سمهودی می گوید:از کتاب ابن نجار والوفا ابن جوزی این حدیث برای ما روایت شده است  که غبار مدینه شفای جذام است.

۶.ابن اثیر در جامع الاصول از سعد نقل می کند:وقتی پیامبر از تبوک بر می گشت گروهی از مومنان مدینه به استقبال آن حضرت شتافتند در نتیجه گرد و خاک به هوا برخاست برخی از افراد که همراه رسول خدا بودند بینی خود را بوشاندند .لی پیامبر پوششی که روی صورت مبارکشان بود برداشت و فرمود:قسم به کسی که جانم در دست اوست  همانا غبار مدینه شفای هر بیماری است.

۷.از ابی سلمه نقل شده است:از پیامبر سخنی به من رسید که حضرت فرمود غبار مدینه جذام را فرو می نشاند . می گویم ماکسی را که مرض جذام داشت و برای شفا از خاک مدینه استفاده کرد دیدیم  او با این مرض دچار ضرر زیادی شده  او را واداشت که از خانه بیرون رود وبه طرف توده ای از خاک سفید برود آنجا خود را به آن زمین می سایید و از خاک آن برای جایی که در آن اقامت داشت بر می داشت واقعا این عمل او برایش منفعت داشت.

این بحث ادامه دارد....... 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 3:36  توسط حسین.....  | 

تبرک به منبر حضرت

ادامه بحث قبلی...

۱.از استاد مالک - یحیی بن سعید انصاری و مالک و نیز از ابن عمر و ابن مسیب نقل شده است:لمس رمانه (اطراف) منبر جایز است.(الصارم المنکی ص ۱۳۲ وفاالوفا ج۴ ص ۱۴۰۳ سیراعلام النبلا ج۵ ص ۴۶۸)

۲.امام جعفر صادق علیه السلام می گوید:وقتی از دعا نزد قبر پیامبر فارغ شدی نزد منبر بیا و آن را با دستت لمس کن و دو رمان(که دو طرف منبر قرار دارند)پایین را بگیر و چشم و صورتت را به آن بسای چرا که این کار شفای چشم است.(وسائل الشیعه ج ۱۰ ص ۲۷۰ باب ۷)

۳.اسحاق ابن ابراهیم گوید:شان حاجی این است که به مدینه برود و در مسجد پیامبر نماز بگذارد و به روضه پیامبر و منبرش و به قبر آن حضرت و محل نشستن ایشان و جاهایی که پیامبر با دستانش لمس کردند تبرک بجویدبا گذاشتن پای خود در جای قدم های پیامبر و دست زدن به ستونی که پیامبر به آن تکیه می داد و جبرئیل بر او نازل می شد تبرک بجوید ونیز تبرک بجوید به کسانی که این ها را مرمت کردند خواه صحابه و خواه تابعین و خواه ائمه مسلمین باشند.(الصارم المنکی ص ۱۴۸)

۴.غزالی می گوید: هر کسی که در زمان حیات پیامبر با مشاهده آن حضرت تبرک می جست بعد از وفات پیامبر می تواند با زیارت تبرک بجوید وجایز است برای همین امر برای زیارت پیامبر بار سفر ببندد(احیا العلوم ج۱ ص ۳۵۸)

موضوع بعدی :تبرک به خاک قبر پیامبر و...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:9  توسط حسین.....  | 

تبرک جستن به آثار رسول خدا

سیره مسلمین از گذشته تا حال بر این امر قرار گرفته که به منبر رسول الله و جایی که حضرت نماز می خواندند و جای قدم های ایشان تبرک می جستند و نیز هرچه را که حضرت لمس می کردند و نیز به خاک مدینه تبرک می جستند... نمونه هایی از این سیره بیان می شود:

تبرک به منبر حضرت:

منبر پیامبر نزد مسلمین دارای احترام و جایگاه ارزشمندی است به طوری که برخی از فقها قسم خوردن نزد منبر را به خاطر احترام منبر منع کرده اند و همیشه به منبر نبی تبرک می جستند:

۱.بخاری می گوید:مروان- حکم بر طبق قسم خوردن زیدبن ثابت نزد منبر نمود.(صحیح بخاری ج۳ ص ۲۴۳)

۲.عاقولی گفته است منبر پیامبر به مرور زمان خراب شد بعضی از خلفای بنی عباس آن را بازسازی کردند واز چوب های باقی مانده منبر شانه هایی برای تبرک ساختند چنان که صحابه به لمس منبر پیامبر اهتمام می ورزیدند.(التبرک ص ۱۳۹)

۳.در کتاب آثار نبویه آمده است که منبر پیامبر در جای خودش بود تا این که آتش گرفت و به همین جهت ضربه ای دردناک بر اهل مدینه وارد امد زیرا اطراف منبر پیامبر که دست مبارک خود را بر آن می گذاشت ئ نیز جا پای شریف آن حضرت از بین رفت.(الاثار النبویه ص ۳۱)

۴.شیخ احمد بن الحمید از دانشمندان قرن دهم می گوید:مردم به چوب های منبر پیامبر تبرک می جستند.(عمده الاخبارص ۱۳۵)

۵.سمهودی می گوید:بر منبر پیامبر منبری مثل غلاف گذاشتند در آن طاقی قرار داشت که پهلوی روضه حضرت بود در نتیجه مردم از داخل آن طاق دستان خود را بر روی منبر نبی می گذاشتند و آن را لمس کرده و تبرک می جستند.(وفا الوفا ج ۲ ص ۳۹)

این بحث ادامه دارد.........

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:28  توسط حسین.....  | 

نظر فقهای اهل سنت در مورد تبرک به قبور

۱.فتوای ابن حنبل:ابن جماعه شافعی می گوید:عبدالله بن احمد بن حنبل از پدرش این روایت را نقل کرده است:از پدرم درباره مردی که منبر رسول خدا را مس می کرد و تبرک می جست و منبر شریف را می بوسید و همین اعمال را روی قبر پیامبر برای ثواب انجام می داد پرسیدم؟در جواب گفت اشکالی ندارد.(وفاءالوفاءج۴ ص ۱۴۱۴)

۲.از ابن العلا نقل شده است که از امام احمد درباره بوسیدن قبر و منبر پیامبر پرسید؟در جواب گفت:اشکالی ندارد.

ابن العلا می گوید:این سخن را به ابن تیمیه نشان دادم او از این گفتار احمد تعجب نمود و گفت از احمد تعجب می کنم او نزد من با عظمت است.آیا این کلام اوست.وفا الوفا ج ۴ ص ۱۴۱۴

سوال:چرا ابن تیمیه احمد بن حنبل را متهم به شرک و کفر و بدعت نکرد؟؟؟؟

۳.فتوای رملی شافعی:اگر به قبر نبی یا ولی یا عالمی دست بکشد یا ببوسد آن هم به قصد تبرک اشکال ندارد.(این سخن را شبراملی از شیخ ابی ضیا در حاشیه المواهب اللدنیه نقل نمود وکنزالمطالب نیز در ج ۳۳ ص ۲۱۹)

۴.وی می گوید:بوسیدن تابوتی که روی قبر قرار دارد و نیز مسح کردن آن مکروه است.بوسیدن سردرهای ورودی قبر اولیا آن هم برای زیارت کراهت دارد بلکه اگر قصد تبرک باشد اشکالی ندارد و مکروه نیست.پدرم به همین مطلب فتوا داد....فقها به این امر تصریح کرده اند:اگر از مس حجرالاسود عاجز است با عصا به سنگ اشاره کند و آن قسمت از عصا را که به حجر اشاره کرده ببوسد.

۵.فتوای محب الدین طبری شافعی:بوسیدن قبر و مس آن جایز است و عمل عالمان و صالحان بر همین منوال بود.(اسنی المطالب ج۱ ص ۳۳۱- وفاءالوفا ج۱ ص ۱۴۰۷)

۶.فتوای شهاب الدین خفاجی حنفی :او در شرحش بر شفا -  آنجا که عبارت مس و بوسیدن و چسباندن سینه به قبر مکروه است - می گوید:این کراهت اجماعی نیست و به همین دلیل احمد و طبری گفتند :بوسیدن و چسبیدن به قبر اشکالی ندارد.(شرح الشفا ج۳ ص ۱۷۱ - وفالاوفا ج۴ ص ۱۴۰۴- الغدیر ج۵ ص ۱۳۴)

۷.ابن ابی صیف یمانی (یکی از علمای شافعی مکه)می گوید:بوسیدن قرآن و کتاب های حدیث و قبور صالحان جایز است.(الغدیر ج۵ ص ۱۵۳)

۸.فتوای زرقانی مالکی :بوسیدن قبر شریف کراهت دارد مگر به قصد تبرک که کراهت ندارد.(شرح المواهب ج۸ ص ۳۱۵)

۹.عزامی شافعی در مورد این گفتار ابن تیمیه - که هر کسی قبور صالحان را طواف کند یا آن را لمس کند بزرگ ترین گناه را مرتکب شده است- می گوید:او سخنی نامعلوم آورده است .یک بار می گوید:کسی که آن عمل را مرتکب شود گناهی بزرگ انجام داده است و یک بار دیگر در مثل این مسائل می گوید:شرک ورزیده است.در حالی که برخی از علما وفقهای برجسته چندین قرن قبل از این که او متولد شود این بحث ها را مطرح و احکامش را مشخص کرده اند.سخنان اسن شخص مخالف گفتار علما است...

این بحث ادامه دارد..........

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 7:18  توسط حسین.....  | 

عمل صحابه وصالحان در مورد تبرک قبور

عمل صحابه وصالحان مخالف نظر وهابیت است آنان قبرها را مس می کردند و می بوسیدند و خود را به آن می سایدند و به خاکش تبرک می جستند که نمونه هایی چند در این زمینه نقل می شود:

۱.تبرک حضرت فاطمه سلام الله علیها به خاک قبر پدرش رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم:

حضرت علی علیه السلام نقل می کند:وقتی پیامبر دفن گردید.فاطمه کنار قبر وی ایستاد و مقداری از خاک قبر را برداشت و برصورت نهاد و اشک ریخت و این دو شعر را سرود:چه می شود آن کس را که خاک قبر احمد را ببوید و تازنده است از بوئیدن مشک های گران قیمت بی نیاز شود مصیبت هایی بر من وارد شد که اگر به روزهای روشن فرود می آمد به شب تار تبدیل می گشت.(ارشادالساری ج۳ ص ۳۵۲- الاتحاف اثر شبراوی ۹۰ - وفاءالوفاء۴/۱۰۴ - مشارق الانوار ۶۳- الفتاوی الفقهیه لابن حجر۲/۱۸ - السیره النبویه ۲/۳۴۰ - کشف الارتیاب ۳۴۷ و.....)

متن عربی شعر حضرت زهراسلام الله علیها:

ماذا علی من شم تربه احمد   ان لا یشم مدی الزمان غوالیا

صبت علی مصائب لو انها       صبت علی الایام صرن لیالیا

۲.تبرک ابوایوب انصاری به قبر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم:

داود بن ابی صالح می گوید:مروان بن حکم روزی وارد مسجد شد دید مردی صورت خود را بر قبر پیامبر نهاده است مروان گردن او را گرفت و به او گفت می دانی چه می کنی؟ آن مرد رو به مروان کرد (و معلوم شد که ابوایوب انصاری است)و گفت آری من به سوی سنگ نیامده ام من نزد پیامبر آمده ام. از رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم شنیدم که فرمود زمانی که دین را اهل دین رهبری کند برای دین گریه نکنید. آن گاه گریه کنید که رهبری دین را نااهل بر عهده گیرد.(مستدرک حاکم ج۴ ص ۵۶۰ ح۸۵۷۱ - وفاءالوفاء ج۴ ص ۱۴۰۴ و.......)

۳.تبرک بلال به قبر  پیامبر صلی الله علیه واله و سلم:

بلال شبی در خواب پیامبر صلی الله علیه واله و سلم را دید.آن حضرت فرمود این چه جفایی است ای بلال!آیا وقت آن نرسیده ما را زیارت کنی؟بلال با حالت اندوه از خواب برخاست و برمرکب خود سوار شده وبه مدینه رفت سپس کنار قبر پیامبر آمد و گریه کرد وصورت خود را بر قبر سائید.(سیراعلام النبلا ج۱ص ۳۵۸ اسدالغابه ج۱ص۲۰۸ شفاالشقام ص ۳۹)

این بحث ادامه دارد..... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 7:10  توسط حسین.....  | 

تبرک جستن به قبور و نظر وهابی ها و شیعه و سنی

۱.نظر وهابیت

ابن تیمیه وپیروان او تبرک جستن به قبور و سایدن و بوسیدن آنها را حرام می دانند وبه مسلمانان نسبت شرک و کفر می دهند و آنها را قبوریون و عبادت کنندگان قبرها می نامند کار مسلمانان را همانند کاری که مردم دوران جاهلیت با بت های خود می کردند می دانند.

۲.در رد سخنان آنها می گوییم:

اولا:اگر نصی هم بر جواز تبرک و تقبیل (بوسیدن قبور) وارد نشده باشد باز این اعمال رجحان شرعی دارد چون تعظیم شعائر است.انبیا دارای احترام و مقام هستند و این احترام با مرگ آنها از بین نمی رود امام مالک(مالک بن انس حمیری اصبحی مدنی صاحب کتاب موطا او نزد امام صادق علیه السلام فقه آموخت و امام شافعی از او اخذ علم نمود ...)به منصور می گوید:احترام پیامبر در حالی که از دنیا رفته مثل احترام در دوران حیاتش می باشد.(کشف الارتیاب ص ۳۴۳) پس احترام نبی صلی الله علیه واله و سلم و صالحین با مرگ از بین نمی رود و همواره واجب است.

ثانیا:اگر تعظیم شعائر عبادت شمرده شود و حرام باشد و نیز احترام قبور و بوسیدن انها عبادت و شرک شمرده شود پس تعظیم کعبه و طواف کعبه هم باید شرک باشد و همچنین تعظیم حجر الاسود و بوسیدن آن و تعظیم خانه و مقام ابراهیم و تعظیم مساجد پیامبر و مشاعر و تعظیم پدر ومادر وبه سجود ملائکه در برادر آدم و سجده برادران و پدر در برابر یوسف احترام سربازان به فرماندهان خود تعظیم اصحاب نبی برای پیامبر تعظیم خلفا برای پیامبران و حتی تعظیم وهابیت برای روسای خود همگی باید شرک باشد! درحالی که هیچ یک از وهابی ها به این امر ادعان ندارند.

ثالثا:عمل صحابه و صالحان مخالف نظر وهابیت است آنان قبرها را مس می کردند و می بوسیدند  و خود را به آن می سایدند و به خاکش تبرک می جستند که نمونه هایی چند در پست بعدی نقل خواهد شد.

موضوع بعدی:عمل اصحاب و صالحان در مورد تبرک

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:31  توسط حسین.....  | 

توسل وعلمای اهل سنت

توسل وسیله و واسطه قرار دادن چیزی بین خود ومطلوب است.وسیله بر دو قسم است گاهی از امور مادی است مثل آب و غذا که وسیله رفع تشنگی و گرسنگی است و زمانی نیز از امور معنوی است مثل گناه کاری که خدا را به مقام و جاه یا حقیقت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم قسم می دهد تا از گناهش بگذرد.در هر دو صورت وسیله لازم است.زیرا خداوند متعال جهان آفرینش را به بهترین صورت آفریده است انجا که می فرماید:

الذی احسن کل شی خلقه (سجده آیه ۷)

آن خدایی که همه چیز را به بهترین صورت افریده است.

لازم است خدمت نویسنده این وبلاگ بگوئیم که تعداد زیادی از آیات قرآن دال بر جواز وشرعیت توسل دارد.

در ضمن توسل  فقط نزد علمای ما شیعه ها جایز نبوده بلکه در میان علمای برادران اهل سنت نیز توسل جایز است و بهتر شما وهابی ها به جای ایجاد تفرقه بین ما وبرادران اهل سنت حقیقت را بپذیرید.

 

دیدگاه علمای اهل سنت درباره توسل :

۱. نورالدین سمهودی می گوید:استغاثه و شفاعت و توسل به پیامبر (ص) و جاه و برکت او نزد خداوند از کردار انبیا و سلف صالح بوده و در هرزمانی انجام می گرفته است چه قبل از خلقت و چه بعد از آن حتی در حیات دنیوی و در برزخ.هرگاه توسل به اعمال صحیح است همان گونه که در حدیث غار آمده توسل به پیامبر (ص) اولی است....(وفا الوفا ج ۴ ص ۱۳۷۲)

۲.دکتر عبدالملک سعدی می گوید:هر گاه کسی بگوید:اللهم انی توسلت الیک بجاه نبی او صالح کسی نباید در جواز آن شک کند زیرا جاه همان ذات کسی نیست که به او توسل شده بلکه مکانت و مرتبه او نزد خداوند است و این حاصل و خلاصه اعمال صالح او است خداوند متعال در مورد حضرت موسی  می فرماید وکان عند الله وجیها ونزد خدا ابرومند بود...(البدعه فی مفهومها الاسلامی ص ۴۵)

۳.قسطلانی می گوید:بر زائر رسول خدا (ص) سزاوار است که زیاد دعا و تضرع و استغاثه  طلب شفاعت و توسل به ذات پاک رسول خدا (ص) نماید.(المواهب الدنیه ج۴ ص ۵۹۳)

۴.زرقانی در شرح آن می گوید: باید به پیامبر توسل جست زیرا توسل به آن حضرت سبب فرو ریختن کوه های گناهان است.

۵.و...................

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 7:14  توسط حسین.....  | 

توسل به انبیا و اولیای خدا در دعا

به نام خدا

با سلام خدمت شما کاربر گرامی

یکی از مسائلی که وهابی ها آن را شرک قلمداد می کنند توسل به انبیا و اولیای خداست یعنی در دعا و درخواست حاجت از خداوند انبیا و اولیا را واسطه قرار دهد که این ممکن است به چند روش انجام شود:

۱.توسل به ذات انان مثل این که بگوید:

خدایا توسل می جویم به تو به واسطه پیامبرت محمد (ص) این که حاجت مرا برآورده فرمایی.

۲.توسل جستن به مقام و منزلت آنان مثل این که گفته شود:

خدایا توسل می جویم به مقام و منزلت و حرمت محمد که حاجت مرا برآورده کنی.

۳.این که گفته شود:اتوجه به الیک توجه پیدا می کنم به واسطه او به سوی تو.

۴.مثل این که بگوید:اقدمه بین یدی حاجتی  یعنی مقدم می دارم او را پیش روی حاجت خودم.

۵.گفته شود:خدایا تو را قسم می دهم به محمد و ال محمد که حاجت مرا برآورده فرمایی.

و نظایر آن که برگشت همه این موارد به این است که پیامبر و یا یکی از اولیا و ائمه را بین خود و خدا واسطه قرار می دهد و خدا را می خواند به حق او که حاجت و خواسته اش را براورده نماید.

توسل و واسطه قرار دادن غیر خدا در نزد خدا با هر لفظی گفته شود از نظر ابن تیمیه و وهابی ها حرام است بلکه موجب شرک می شود و توسل را نوعی شفاعت خواهی می دانند و شفاعت خواهی را حرام و از انواع شرک می شمرند.

اینک این مسائل را بررسی می نماییم:

از محمد بن عبدالوهاب در کتاب التوحید نقل شده است که بعد از ذکر آیه شریفه اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله ایهم اقرب....(اسرا ایه ۵۷) گفته است که آیه رد بر مشرکانی است که افراد صالح را می خوانند و در آیه بیان شده که این شرک بزرگ تر است.(کشف الارتیاب ص ۲۵۱)

از صنعانی در کتاب تطهیر الاعتقاد نقل شده است که می گوید:کسی که به مخلوقی توسل جوید غیر خدا را با او شریک قرار داده است و به چیزی که حلال نیست اعتقاد آن باورمند شده است همان گونه که مشرکان در مورد بت ها اعتقاد داشتند.(کشف الارتیاب ص ۲۵۲)

همچنین توسل به مخلوق را از جمله عباداتی برشمرده که موجب کفر و شرک می شود.(کشف الارتیاب ص ۲۵۲)

ابن تیمیه نیز در رساله زیارت القبور  می گوید:

و اما گفتن  این که به جاه و مقام فلانی یا به برکت فلانی یا به حرمت فلانی نزد تو (خدا) برای من فلان کار را به جا بیاور پس این گفتار را بسیاری از مردم به جا می آورند ولی از هیچ یک از صحابه و تابعین و گذشتگان از امت اسلامی نقل نشده است...

موضوعات بعدی برای جواب به این شبهات:

۱.توسل چیست؟

۲.جواز توسل از دیدگاه روایات

۳.توسل در منابع اهل سنت خصوصا توسل در شافعی ها

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:24  توسط حسین.....  | 

سوالات از شیعیان

 

1.چرا به هنگام صلوات بر محمد صلی الله علیه واله وسلم،آل آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید ومی گویید:اللهم صل علی محمد و ال محمد؟

پاسخ:این مطلب حتمی و مسلم است که خود پیامبر صلی الله علیه واله وسلم شیوه درود فرستادن بر خود را بر مسلمانان آموخته است.

آن گاه که آیه شریفه«ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلو علیه وسلموا تسلیما»(احزای 56)نازل شد مسلمانان پرسیدند:چگونه درود فرستیم؟

پیامبر فرمود:لا تصلوا علی الصلوه البترا- بر من صلوات ناقص نفرستید.

باز پرسیدند چگونه درود بفرستیم؟فرمود:بگویید اللهم صل علی محمد و علی آل محمد.(الصواعق المحرقه چاپ دوم در مکتبه القاهره مصر باب 11 فصل اول ص 146 و نظیر آن در کتاب الدرالمنثور ج 5 تفسیر آیه 56 سوره احزاب به نقل از محدثان و صاحبان صحاح ومسانید از قبیل عبدالرزاق و ابن ابی شیبه واحمد و بخاری و مسلم وابوداوود و ترمذی و نسانی و ابن ماجه و ابن مردویه از کعب ابن عجزه از پیامبر گرامی آمده است)

موقعیت آل پیامبر در مرتبه ای است که امام شافعی ها در شعر معروف خود می گوید:

                 یا اهل بیت رسول الله حبکم           فرض من الله فی القرآن انزله

                 کفاکم من عظیم القدر انکم           من لم یصل علیکم لا صلوه له

یعنی:ای خاندان پیامبر گرامی محبت شما فریضه ای است که خداوند آن رادر قران فرو فرستاده است.

در بزرگی و رفعت مقام شما همان بس که هرکس بر شما درود نفرستد برای او درود نخواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 6:44  توسط حسین.....  | 

نظر جالب بن باز در مورد جایگاه خداوند

بازهم از توحيد ومعرفي خدا از فرمايشات جناب بن باز بشنويد که مي گويد: عقيده اهل سنت و جماعت اين است که خدا بر عرش قرار دارد و  داخل در عالم نيست بلکه جدا از دنيا و موجودات است و بر همه چيز آگاه است و بر همه مخلوقات برتر و بالاتر است و دليل بر بالا بودنش نزول قرآن از اوست که نزول هم نيست مگر از بالا.

آيا از مجموعه اين سخنان خداي داراي ابعاد و صاحب مکان چيز ديگري فهميده مي شود؟ و آيا استواء بر عرش به اين معني است که در نقطه اي خاص صندلي و جايگاهي مخصوص وجود دارد و خداوند بر آن تکيه زده است؟ تعجب نکنيد اين نتيجه ناتواني آنان در توجيه و  تفسير آيات و رواياتي است که در آن سخن از دست و پا و چشم و گوش و غير آ ن  براي خداوند است.

عرش کنايه از قدرت و مظهر سلطه او بر عالم است چنانکه خود فرمود «وسع کرسيه السموات والارض» او خارج از اشياء است و از جنس موجودات مادي نيست ولي در همه جا با آنها است و اين احاطه احاطه علم و قدرت است ، پس بيقين از درک مفهوم عرش و کرسي عاجز شده اند.
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:11  توسط حسین.....  |