تبليغاتX
سلفی گری - نقد وهابیت

سلفی گری - نقد وهابیت

وبلاگی تخصصی در زمینه نقد فتاوا،آرا ،عقائد ومرام وهابی ها وبعضا مسائل مربوط به اهل سنت

چرا استمداد از پیامبر شرک باشد

محمدابن عبدالوهاب مكرر تأكيد مى‏كرد كه اگر كسى به پيامبر(ص) و يا ديگر شخصيت‏هاى الهى و مقدسين- ولو اين كه نام آنها را در نمازهايش ذكر كند متوسل گردد، مشرك مى‏شود و از آيات مذكور در فوق بر ضد چنين كسانى استفاده مى‏كرد.

وى زيارت ضريح پيامبر گرامى اسلام(ص) و پيامبران ديگر، مقدسين و اشخاص الهى را، شرك محض و گناهى نابخشودنى مى‏دانست و در تأييد آن به آيه قرآن متوسل مى‏شد كه مى‏گويد: «بت‏پرستان به قول خودشان، بت‏ها را براى نزديكى به خدا پرستيدند.» به استدلال او، مردمى كه از پيامبر (ص) و مقدسين ديگر استمداد مى‏جويند بايد با همان بت‏پرستانى كه قرآن ذكر كرده است مقايسه شوند. محمدابن عبدالوهاب همچنين استدلال مى‏كرد كه بت‏پرستان و مشركان به آفريدگارى بت‏ها باور ندارند و آفرينش را، خاص خدا مى‏دانند. وى بر اين قياس نتيجه گرفت كه انگيزه بت‏پرستى مشركان، نزديكى به خدا بوده و بت‏پرستى را وسيله‏اى براى اين كار قرارداده بودند، درست به همان ترتيب كه مسلمانان مشرك از پيامبر يا ائمه (صلوات‏الله عليهم اجمعين) استمداد مى‏جويند.

شايد بتوان به اين ادعاى بى‏اساس، چنين پاسخ داد: مؤمن، انبياء وساير مردان عاليقدر الهى را به چشم خدا نگاه نمى‏كند و آنها را شريك خدا نيز نمى‏داند، بلكه آنان را مخلوق و بنده خدا مى‏پندارد. مؤمن، اينان را شايسته، پرستش نمى‏انگارد و هرگز آنها را نمى‏پرستد. به عبارت ديگر، بت‏پرستانى كه در قرآن مجيد از آنها يادشده، براين عقيده بودند كه بت‏ها همان خدايان آنها هستند، جز آن كه نمى‏توانند آفريننده باشند. خلاصه مطلب آن كه، يك مؤمن معتقد است پيامبر (ص) و ديگر مردان الهى، بندگان برگزيده خدايند و شايسته احترام، درحاليكه هيچگاه مورد پرستش قرار نمى‏گيرند. توسل مؤمن به چنين شخصيت‏هايى، درنهايت كسب بركات خداوند از طريق شفاعت آنهاست. در تأييد اين مطلب، شواهد كافى درقرآن و سنت (رفتار و كردار پيامبر) وجود دارد.

به اعتقاد يك مسلمان تنها خداوند تعالى است كه شايسته پرستش است و همه پاداش‏ها و مكافات مختص اوست. پيامبر(ص) و ديگر شخصيت‏هاى الهى عاليقدر، هرگز چيزى خلق نمى‏كنند و پاداش و جزايى نمى‏دهند و تنها اين خداوند قادر است كه بر آفريدگان خود ببخشايد و رحمت كند.

اين مايه شرمسارى و اغفال است كه بنيانگذار وهابيت و پيروانش، موحدترين اشخاص را به شرك متهم ساخته و آنها را با بت‏پرستان، يكى مى‏دانند و چگونه مى‏توانند تمام آياتى را كه مناسب بى‏دينان است، درمورد موحدين به كار برند؟ در اين مورد مى‏توان به احاديث ذيل اشاره داشت:

الف:«البخارى روايت مى‏كند از عبدالله بن عمر كه او روايت كرد از پيامبر اكرم(ص) كه فرمودند: خوارج برضد امام(ع) اقدام خواهندكرد و آيات قرآنى مناسبت كافران را به مؤمنان اسناد خواهندداد.»

ب:«عبدالله بن عمر روايت كرد از پيامبر(ص) كه فرمودند:«بيشترين نگرانى من براى امتم، هنگامى است كه تعدادى از مردم احساس مسووليت نكنند و آيات قرآنى را تفسير به رأى نمايند و آنها را بد به كار برند.» كه اين دو حديث، وصف الحال فرقه وهابيت است.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 16:23  توسط حسین.....  | 

فیلم کشتار شیعیان توسط وهابی ها

انا لله و انا الیه راجعون

به کدامين گناه شيعه را سر مي برند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:54  توسط حسین.....  | 

فیلم کشتار شیعیان

سر بريدن شيعيان را هنر خود مي دانند و افتخار مي کنند و بر خود مي بالند ايا اينها سنگ دل نيستند يا مثل يهوديان فکر مي کنند که فقط خودشان انسان هستند و ديگران حيوان پس بريدن سرحيوان نيز زياد سخت نيست حالا که مي برند به چه گناهي ؟  گناه شيعيان چيست که اينگونه مظلومند حتي در مرگ؟

سر بريدن شيعيان با قصد قربت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:53  توسط حسین.....  | 

فیلم جنایات وهابی ها

در اين کليپ حدود سي چهل نفر را روي شکم  کنار ديواري خواباندند و با اسلحه کلاشينکف وهشيانه به آنها شليک مي کنند جالب اين است براي ادم کشي نوبت را رعايت مي کنند و حتي براي مردن هم رعايت کرده اند اين شد نظم در کارها و مسلمان کشي يعني منظم بودن ....

کشتار دسته جمعي مسلمانان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:52  توسط حسین.....  | 

فیلم کشته شدن 40 تن از مسلمانان به دست وهابی ها

اين فيلم حاوي يک عملياتي تروريستي انتحاري با نام ربعي بن عامر با فرماندهي ابو عمر البغدادي که هدف ان در شهر سامراء  و از بين بردن بقول خودشان شرطه يا نيروهاي انتظامي شهر سامرا مي باشد

در اين عمليات اشخاصي مثل ابو جعفر اليمني که سن او به بيش از 23 سال نمي رسد قبل از عمليات ملاقاتي با دوستان خود دارد و با دوستان خود خوش و بشي دارد  و بعد از آن به طرف مقر خود مي روند  و با آماده کردن ماشين حامل مواد منفجره راهي جهنم دنيا و اخرت خود مي شوند.

 

عمليات انتحاري و کشته شدن 40 نفر از مسلمانان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:49  توسط حسین.....  | 

شناخت بهتری نسبت به عبدالمالک ریگی داشته باشیم

این مطلب را حتما" بخوانید تا با واقعیت های جدیدی آشنا بشوید :

در این چند سال اخیر یک اسم خیلی سر زبان ها افتاد و بقول معروف مشهور شد و او کسی نبود جز عبدالمالک ریگی کسی که براحتی آدم میکشد و به همان راحتی کشتن آدم ها را تکذیب میکند و اما او که بود و الان چه میکند ؟

نکته : بدلایل امنیتی از درج بعضی اسامی اشخاص و اماکن معذورم .

عبدالمالک ریگی در خانواده ای بدنیا آمد که بر خلاف خودش ! بسیار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرایدار یک شرکت ساختمانی در زاهدان کارمیکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعیتش را میداد. او ( پدرش ) دارای دو زن و ۸ فرزند بود که ۳ پسر و ۵ دختر را سرپرستی میکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زیادی به پیشرفت و تحصیل او داشت چون دو برادر دیگرش از تحصیل بازمانده بودند و اکنون پدر امیدوار بود که او حداقل برای خودش کسی بشود . بهرحال دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند و در همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید . البته یکی دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج بشود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند . در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند . پس از اینکه عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی کفاف خرجی او را نداد ، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبی  نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان ۱۳۷۶ یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید ، گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ۴ نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه دار شده بودند راهی کشور پاکستان شدند ( شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان ) و در آنجا در یک مدرسه دینی مشغول فراگیری علوم مذهبی ! شدند که از بد ماجرا این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ۷ ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اینکه تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی  از انها نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات ، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.در یکی از روزها که قرار بود آقای ر - ا  یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله ، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد. و اما چرا اینگونه شد :

در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا" اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود اما شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای ما اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب . و درست در همان ایام سایت روز آنلاین توسط خانم مریم کاشانی یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها  و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندالله و عبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و مثلا طرفداری از بلوچها !!!! تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو دادند و راههایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله برای غیر مسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروههایی مثل القاعده و طالبان می انداخت که با نام الله سر میبرند. و به همین خاطر اسم گروه را به  جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.......

این مطلب ادامه دارد و در پست بعدی سعی خواهم نمود که جزئیات بیشتری را به اطلاع برسانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:54  توسط حسین.....  | 

دیدار جمعی از شیعیان جمهوری آذربایجان با آیت‌الله العظمی صافی

به گزارش آینده روشن به نقل از مرکز خبر حوزه، آیت‌الله العظمی صافی با اشاره به نقش تمسک به ولایت اهل بیت(ع) در رستگاری جامعه، با تمجید از استقامت و استواری مردم آذربایجان بر اصول و ارزش های دینی یادآور شد: شیعیان آذربایجان هفتاد سال در مقابل حکومت کمونیستی و ضد دینی ایستادگی کردند و همچنان بر عقاید خود استوار هستند و با تحمل سختیهای فراوان، دین خود را از آسیب و دستبرد دشمنان حفظ نموده اند. 

وی ولایت اهل بیت(ع) را محور همبستگی دو ملت ایران و آذربایجان دانسته و افزود: مردم آذربایجان باید از شرایط ایجاد شده بعد از فروپاشی کمونیست، بیشترین بهره را در تقویت اصول اعتقادی خود ببرند و همواره قدرشناس و سپاس گزار این نعمت الهی باشند. 

وی همچنین در دیدار جمعی از طلاب و دانش پژوهان شهر کراچی پاکستان، با اشاره به شرایط سخت شیعیان تصریح کرد: وهابیت و گروه های تروریستی با گسترش ناامنی و ایجاد رعب و وحشت سعی می کنند شیعیان را از اهداف عالی خود باز دارند غافل از آنکه با این عمل خود به دشمنان اسلام خدمت می کنند.

این مرجع تقلید با اشاره به نقش تاریخی شبه قاره هند در پرورش عالمان و عارفان نامدار جهان اسلام، بر رسالت سنگین حوزه های علمیه در نشر علوم و معارف اهل بیت(ع) تأکید کرد و افزود: طلاب باید با تلاش بیشتری معارف دینی را فراگیرند و سپس آموخته های خود را به جان تشنه انسان های نیازمند عرضه کنند، زیرا سعادت جامعه در گرو تلاش و کوشش علمای دینی است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 16:12  توسط حسین.....  | 

تهمت های ناروا

به نام خدا

با سلام خدمت همه دوستان و برادران شیعه و سنی

در طول یک سال و نیم فعالیت خودم در وبلاگ و نقد فرقه وهابیت مباحث مختلفی در این زمینه بیان کردم ولی بهتر دانستم تا برای روشن شدن مطلب و بیان اساس به وجود آمدن این فرقه ضاله و گمراه بحث را به علل تشکیل این فرقه گمراه بکشانم

یکی از مهمترین علل به وجود آمدن این فرقه  گمراه مبارزه با عقاید و آرمان های اسلام ومسلمانان به خصوص شیعیان در درجه اول و اهل سنت در درجه دوم می باشد

از جمله روش های وهابی ها در مقابله با شیعیان به وجود آوردن شبهه و حمله به ارمان های تشیع می باشد که در این راستا به صورت مطرح کردن بحث های بی خودی و غیر منطقی بر علیه شیعه همت گمارده اند

حال؛در این زمینه بنده با مطرح کردن نمونه هایی از تهمت های وهابی ها و سپس با همکاری شما برادران شیعه و سنی به نقد وجواب در مورد آن تهمت می پردازیم.

تهمت های ناروایی که فرقه وهابی به طایفه شیعه امامیه زده اند

فرقه وهابی ،اموری را به شیعه  امامیه نسبت داده است که نه در کتب شیعه وجود دارد و نه در اصول اعتقادی مذهب شیعه هست0

از جمله این که می کویند شیعه اجازه می دهد که در اطراف مرقد های امامشان طواف کنند ،و بجای خانه خدا به حج مشاهد مشرفه بروند.

دیگر این که میگویند شیعیان قربانی ها و نذورات خود را به پیغمبر و امامان خویش تقدیم می دارند.

دیگر این که می گویند شیعه قبور پیغمبر وائمه خود را مسجد می دانند و آنها را پرستش می کنند و همچون کعبه روبروی آنها به نماز می ایستند.

بنابراین در این جا سه مطلب هست که باید پیرامون آنها توضیحاتی بدهیم و آن نسبت های دروغین و ناروا را مردود بدانیم:

پاسخ تهمت اول:

شیعه اجازه نمی دهد که در اطراف مشاهد مشرفه ائمه اطهار علیهم السلام طواف کنند.زیرا این عمل در نزد خداپرستان جایز نیست تا چه رسد به مسلمانان.بنابراین اگر کسی به قصد عبادت و پرستش در اطراف مرقدهای ائمه علیهم السلام طواف نمود کافر و مشرک است ولی چنان چه به این قصد طواف نکرد بلکه به قصد تبرک و تشرف و اصرار در برآورده شدن حاجاتش طواف نمود کفر وشرک نیست زیرا هر کس تابع نیتی است که دارد اصولا طواف به تنهایی عبادت نیست تا انجام آن به طور مطلق حرام باشد بلکه طواف از افعالی است که فقط در صورتی که به قصد عبادت انجام گیرد عبادت شمرده می شود.

شارع مقدس هم تصریح کرده است :اعمال ادمی بستگی به نیت او دارد.

برای مزید توضیح می گوییم شکر و سپاس هنگامی که برای خدا باشد عبادت خداست ولی زمانی که برای غیر خدا است عبادت نیست به همین جهت در شرع شکر برای غیر خدا هم جایز است چنانکه خدا به انسان می فرماید:برای من و پدر  و مادرت شکر کن(لقمان 14)

علیهذا نخستین شبهه وهابی ها و تهمت ناروا و بی اساسی که به جامعه شیعه زده اند با این توضیحات مردود شد.

ادامه دارد....

موضوع پاسخ تهمت دوم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 14:37  توسط حسین.....  | 

خلاصه اى از افکار فرقه وهابیت

بحث اوّل: وهابیان و تعمیر قبور اولیاء خدا:

از مسائلى که وهابیان درباره آن حساسیت خاصى دارند مسأله تعمیر قبور و ساختن بنا بر روى قبور پیامبران و اولیاء الهى و صالحان است.
براى نخستین بار این مسأله را ابن تیمیه و شاگرد معروف او ابن القیم عنوان کرد و بر تحریم ساختن بناء و لزوم ویرانى آن، فتوى داده اند:

 ویران کردن بنائى که روى قبور ساخته شده است، واجب است و سپس از قدرت بر ویران کردن آن، ابقاءاش بهمان صورت حتى یک روز هم جائز نیست.
در سال 1344 هجرى قمرى که سعودیها بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که براى تخریب مشاهر بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکى بدست آوردند و با گرفتن فتوا از علماء مدینه، راه تخریب آنرا هموار کنند، از این جهت قاضى القضات نجد سلیمان بن بلیهد را روانه مدینه کردند که وى مسائل مورد نظر آنان را از علماء آنجا استفتاء کند، از این جهت او سؤالها را به گونه اى طرح کرد که پاسخ آنها مطابق با نظریه وهابیان در خود سؤال گنجانیده شده بود.

بطور خلاصه مى توان گفت وهابیان درباره تعمیر قبور غالباً به دو دلیل تکیه کرده اند :
1 -  اتفاِ علماء اسلام بر تحریم آن.
2 -  حدیث ابى الهیاج

براى بررسى دقیق دلیل وهابیان، آنرا با قرآن محک مى زنیم و سپس اجماع علماء و سیره مسلمین و حدیث ابى الهیاج را مورد بررسى قرار مى دهیم.
الف) نظریه قرآن درباره تعمیر قبور
آیه اى که بطور خاص در این موضوع وارد شده باشد وجود ندارد امّا از کلیات بعضى آیات مى توان حکم مسئله را به دست آورد.
"
وَ من یُعّظِم شمائِرَ اللهِ فانّها مِن تَقْوَى القُلوب.
هر کس شمائر الهى را تنظیم و بزرگ شمرد به درستى آن نشانه تقوى دلهاست.
مقصود از شمائر خدا چیست ؟
شمائر جمع شمیر، و به معناى علامت و نشانه است و مقصود از آن در این آیه نشانه هاى دین خداست.
لذا هر آنچه که شمار و نشانه دین الهى است بزرگداشت آن مایه تقواست و مسلماً انبیاء و اولیا الهى از بزرگترین نشانه هاى دین خدا هستند زیرا وسیله ابلاغ دین و گسترش آن در بین مردم بوده اند و یکى از طرِ بزرگداشت آنها حفظ آثار و قبور آنهاست.
ب) سیره مسلمین و اجماع ادعا شده در مورد تعمیر قبور:
پیامبرانى که در شبه جزیره مدفون شده داراى بارگاه و قبه بودند و در حال حاضر قسمتى از آن به همان شکل قبلى باقى است.
در خود مکه قبر اسماعیل و مادرش هاجر در حجر قرار گرفته است و قبور ابراهیم خلیل، اسحاِ و یعقوب و یوسف همگى در فلسطین اشغالى است و داراى بنا هستند و مسلمانان در طول تاریخ دستور تخریب اینها را نداده اند و اگر واقعاً تعمیر قبور از نظر اسلام و مسلمانان حرام بود باید مسلمانان اقدام به تخریب آن مى کردند و حال آنکه نه تنها تخریب نکردند بلکه تجدید بنا نیز کرده اند و این داّل بر بطلان دلیل وهابیان است زیرا اگر این سیره مقبول نبود باید توسط پیامبر و ائمه و... مورد اعتراض قرارى گرفت و عدم اعتراض به آن نشانه جواز تعمیر قبور است.
بعلاوه چگونه مى توان ساختن بناء بر قبور را حرام دانست در حالیکه مسلمانان پیامبر گرامى را در اطاقى که عایشه در آن زندگى مى کرد دفن کردند و ابوبکر و عمر نیز در کنار حضرت دفن شدند و در زمانهاى مختلف بر آن عمارتها مى ساختند.
حال با این سیره قطعى وهابیان چگونه ادعاى اتفاِ علماء اسلام بر تحریم قبور را دارند.
ج) بررسى حدیث ابى الهیاج
براى بررسى حدیث ابتداء آن را نقل مى کنیم
"
مؤلف صحیح مسلم از سه نفر به نامهاى یحیى و ابوبکر و زهیر نقل مى کند که وکیع از سفیان از حبیب از ابى وائل از ابى الهیاج نقل مى کنند که على به ابى الهیاج گفت ترا به سوى کارى بر انگیزم که پیامبر خدا مرا بر آن برانگیخت تصویرى را ترک مکن مگر اینکه آن را محو کنى و نه قبر بلندى را مگر این که آن را مساوى و برابر نسازى.
در سند حدیث افرادى نظیر وکیع، سفیان الثورى، حبیب بن ابى ثابت وجود دارد.
حافظ ابن حجر عقلانى در کتاب تهذیب التهذیب این افراد را مورد انتقاد قرار داده است.
از امام احمد حنبل درباره وکیع نقل مى کند
وی در 500حدیث دست برده است
درباره سفیان ثورى از ابن مبارک نقل مى کند.
سفیان حدیث مى گفت ناگهان من رسیدم دیدم که در حدیث تدلیس ( استفاده نادرست از مطالب صحیح )مى کند وقتى مرا دید خجالت کشید.
درباره حبیب ابن ابى ثابت از ابى حبان نقل مى کند که:
او فردی است که تعبیر ناصحیح از احادیث می کند
درباره ابى وائل مى گویند: وى از نواصب و از منحرفان از امام امیر مؤمنان على (ع) بود.
باتوجه به مطالب فوِق در صحت حدیث شک و تردید بسیار وجود دارد.
دلالت حدیث نیز مانند سند حدیث مخدوش مى باشد زیرا محل استشهاد در حدیث جمله "و لاقبراً تشرفا الاّ سویته" است.
دو لفظ نیاز بدقت دارد:
الف) مُشْرفاً
ب) سویته
الف) لفظ "مشرف" در لغت به معنى عالى و بلند آمده
در نتیجه لفظ مشرف به معنى مطلق بلندى و بالاخص آن بلندى که به شکل کوهان شتر باشد گفته مى شود.
ب) لفظ "سویته" در لغت، مساوى قرار دادن و برابر کردن و کج و معوج را راست کردن است.
با عنایت به توضیح فوِق در حدیث دو احتمال وجود دارد.
الف -  حضرت به ابى الهیاج دستور داد که قبرهاى بلند را ویران کند و آنرا با زمین یکسان سازد.
این احتمال همان نظرى است که وهابیان بدان تمسک شده اند که از جهاتى مردود است.
اولاً: لفظ سویته به معنى ویران کردن نیامده است و الاّ باید در حدیث امام مى فرمود:
"
و لاقبراً مشرفا الا سویته بالارض".
یعنى آنرا با زمین یکسان نمائى.
در صورتیکه امام چنین لفظى در حدیث نفرمودند.
ثانیاً: اگر مقصود همان چیزى باشد که وهابیان ادعا کرده اند چرا احدى از علماء اسلام بدان فتوى نداده است!
دلیل این امر روشن است زیرا برابرى قبر با زمین برخلاف سنت اسلامى است، و سنت اسلامى این است که قبر مقدارى بلندتر از زمین باشد لذا تمام فقهاى اسلام بر استجاب بلندى قبر از زمین به مقدار یک وجب فتوا داده اند.

ب -  مقصود از این که قبر را مساوى کن این است که روى قبر را صاف و هم سطح و یکنواخت ساز. در برابر قبرهائى که بصورت پشت ماهى و کوهان شتر ساخته مى شوند.
در این صورت حدیث ناظر به این است که باید روى قبر صاف و مساوى باشد، نه به صورت پشت ماهى و کوهان شتر که در میان برخى از اهل تسنن مرسوم است و از چهار امام معروف اهل تسنن جز شافعى همگى به استجاب آن فتوى داده اند.
مؤید این نظر در بین کتب اهل سنت صحیح مسلم است که حدیث را تحت عنوان باب الامر بستویه القبر آورده و اگر مقصود این بود که قبرهاى باب الامر بتخریب القبور و هوئها.
بعلاوه اگر مقصود از سفارش این بود که قبه ها و ابنیه اى که روى قبرها قرار دارد ویران کند. چرا على (ع) قبه هاى موجود در زمان حکومت خود را که بر روى قبور پیامبران الهى بود، ویران نکرد.
بر فرض که امام به ابى الهیاج دستور داده است که تمام قبرهاى بلند را با زمین یکسان کند این دستور هرگز بر لزوم تخریب بناء و ساختمانى که روى قبرها قرار دارد. دلالت ندارد
زیرا امام فرمود:
"
و لا قبراً الاّ سویته"
و نفرمود "و لابناء و لاقُبه الاّ سویتها"
در حالیکه سخن ما درباره خود قبر نیست بلکه بحث درباره بناها و ساختمانى است که روى قبر انجام گرفته است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:26  توسط حسین.....  | 

روشن ساختن چهره اصلی فرقه ساختگی وهابیت به مسلمانان ضروری است.

حجت‌الاسلام عبدالمحمد رستاد در گفتگو با سرویس پارلمانی آینده روشن اظهار داشت: ما هیچ وقت نباید توقع داشته باشیم که وهابیت به واسطه بحث و گفتگو از موضع غیرمنطقی خود نسبت به ارزش های شیعه کوتاه بیاید. 

وی افزود: با توجه به گسترش گستاخی این فرقه نسبت به مکتب شیعه لازم است در شرایط فعلی سعی و تلاش جدی نسبت به شناساندن علت پیدایش این فرقه و دیدگاه‌های آن به جامعه اسلامی صورت گیرد. 

این عضو کمیسیون عمران گفت: طبق فرمایش مقام معظم رهبری و توصیه ایشان به انسجام اسلامی، زمان آن رسیده تا جامعه اسلامی با شناخت وهابیت به قضاوت بنشیند که کدام فرقه بیشتر از وهابیت مانع تحقق وحدت اسلامی می شود.

وی تصریح کرد: در شرایط حاضر برخورد مناسب با این تفکر غیر اسلامی و روشن ساختن چهره اصلی این فرقه ساختگی به مسلمانان ضروری است.

وی با اشاره به این نکته که بسیاری از علمای اهل سنت مخالفت خود را با فتوای مفتیان وهابی اعلام کرده‌اند، گفت: در رابطه با باطل بودن وهابیت، علاوه بر شیعیان حتی اهل سنت نیز کتاب نوشته‌اند که این نشانگر بیداری علمای روشن‌بین شیعه و سنی نسبت به فتنه‌های تاریخی استکبار است.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 10:29  توسط حسین.....  | 

جنگ عقیدتی با وهابیون لازم است.

نشست تقابل وهابیت با تشیع در عصر حاضر در حاشیه نخستین نمایشگاه پاسخگوئی دینی در مدرسه دارالشفاء حوزه علمیه قم برگزار شد.
در این نشست، حجت الاسلام نجم الدین طبسی- محقق و نویسنده با اشاره به عقاید وهابیون، اظهار داشت: موضع گیری تند در مورد عقاید تشیع و مقابله با سیره اهل بیت از ویژگی های بارز وهابیون به شمار می آید.
وی ادامه داد: وهابیون گذشته از اعتقادات خاصی که در مورد مسله توحید و خداشناسی دارند نسبت به توسل و زیارت قبور پیامبر و ائمه معصومین نیز عقاید خاصی دارند، به طوری که زیارت این اماکن مقدسه را زیارت سنگ و چوب و ... و آن را حرام می دانند.
وی خاطرنشان کرد: تعبیر زیارت قبر پیامبر به زیارت سنگ و چوب ابتدا توسط مروان حکم عنوان شد که وجود چنین تعابیر از سوی حاکمان فاسد اموی، امروز به وهابیون جرات داده تا چنین تعابیری را نسبت به زیارت قبر نبی اکرم داشته با شند.
حجت الاسلام طبسی در ادامه به تقابل فیزیکی وهابیت علیه تشیع در قرن اخیر اشاره کرد و گفت: وهابیون طی صد ساله گذشته بیش از پنج بار برای تخریب عتبات عالیات به عراق حمله نمودند به طوری که در یکی از حملات حدود بیست هزار نفر از شیعیان را به خاک و خون کشیدند و امروز نیز در عراق شاهد قتل عام شیعیان به صورت گسترده توسط وهابیون هستیم.
وی همچنین از تهاجم گسترده وهابیون از طریق اینترنت و ماهواره علیه تشیع خبر داد و اظهار داشت: اگر ریشه یابی تاریخی نسبت به وهابیت داشته باشیم متوجه می شویم که اصالت آنها یهودی بوده لذا با تشیع مخالف هستند.
این محقق و نویسنده ادامه داد: علت مخالف روز افزون وهابیون بر علیه تشیع این است که امروز تشیع دارای قدرت و حکومت شده است و در عراق به خوبی متوجه می شویم که آنها دست نشانده آمریکا هستند به طوری که وزیر کشور عراق نیز بر این مطلب صحه گذاشت.
وی گفت: تمام تلاش وهابیون زیر سوال بردن عقاید مردم و اختلاف درونی در تشیع می باشد.
حجت الاسلام طبسی افزود: باید در مقابل وهابیون به جنگ عقیدتی رفته و با بهره گیری از امکانات روز رسانه ای با عقاید انحرافی آنها مبارزه کرد و آنها را به موضع انفعال کشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 14:0  توسط حسین.....  | 

نظر ابن تیمیمه در مورد فهم علی علیه السلام از دین:

*وی می گوید:علی نظراتی دارد که بر خلاف نص است.

*شافعی ئ محمد ابن نصر مرزوی کتاب بزرگی را جمع آوری نمودند که در این کتاب آورده شده که مسلمین از سخنان علی ابن ابیطالب چیزی اخذ نکرده اند و دلیلش آن بود که سخنان دیگر صحابه نسبت به قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم مطابقت بیشتری داشت.

*اگر کسی در دفاع از علی علیه السلام بگوید:کسانی را که علی با آنها پیکار نمود طایفه ستمکار بودند و دلیل آن این است که روایت صحیحه ای وارد شده که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به عمار یاسر گفت:ای عمار تو را گروه ستمگر می کشند لذا کسانی که با علی به جنگ پرداختند عمار را کشتند.

وحال آن که باید در جواب گفت:مردم در این مورد چند دسته هستند:

گروهی این حدیث را مخدوش می دانند و گروه دیگر آن را تاویل می برند که مقصود از باغی،طالب می باشند البته این یک تاویل ضعیفی می باشد.اما سلف و ائمه ما بیشترشان مثل ابی حنیفه و مالک و احمد و دیگران بر آن اعتقادند که شرط قتال با گروه ستمکار محقق نشده بود.

حال شما خواننده عزیزی که هر روز با بازدید از وبلاگ نظر خود را برای ما می نویسید حال به نظر شما ما در مورد این مرد جاهل(ابن تیمیه)چه بگوییم....

نمی دانم آیا از جهالت این مرد بخندیم یا از این که خود را به غفلت زده بر او گریه کنیم ویا این که به خاطر حماقتش مورد ریشخند قرار دهیم؟گویا ایشان ده ها حدیث که درباره علم علی علیه السلام و این که او وارث حکمت است ونیز اعلمیتش نسبت به کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و این که او مومن ترین و با رغبت ترین مردم به کتاب و سنت  وارد شده است  فراموش نموده است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:46  توسط حسین.....  | 

فتوای وهابی ها بر خلاف آرای تمام پیشوایان اسلامی

سليمان برادر محمد بن عبد الوهاب مى نويسد: «إنّ هذه الأمور حدثت من قبل زمن الإمام أحمد في زمان أئمة الإسلام وأنكرها من أنكرها منهم ولا زالت حتى ملأت بلاد الإسلام كلّها وفعلت هذه الأفاعيل كلّها التي تكفّرون بها، ولم يرو عن أحد من أئمة المسلمين أنّهم كفّروا بذلك، ولا قالوا: هؤلاء مرتدّون، ولا أمروا بجهادهم، ولا سمّوا بلاد المسلمين بلاد شرك وحرب، كما قلتم أنتم بل كفّرتم من لم يكفّر بهذه الأفاعيل، وإن لم يفعلها.

أيظنّون أنّ هذه الأمور من الوسائط التي في العبارة الذي يكفّر فاعلها إجماعاً، وتمضي قرون الأئمة من ثمان مائة عامّ ومع هذا لم يرو عن عالم من علماء المسلمين أنّها كفر بل ما يظنّ هذا عاقل بل واللّه لازم قولكم: إنّ جميع الأمّة بعد زمان الإمام أحمد رحمه الله تعالى، علماؤها، وأمراؤها، وعامّتها، كلّهم كفّار، مرتدون، فإنّا للّه وإنّا إليه راجعون، وا غوثاه إلى اللّه ثمّ وا غوثاه، أم تقولون ـ كما يقول بعض عامّتكم ـ إنّ الحجّة ما قامت إلاّ بكم، وإلاّ قبلكم لم يعرف دين الإسلام»

(( الصواعق الإلهيّة في الردّ على الوهابيّة، ص 38.  )).

اين امور (توسل به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) كه تو  موجب شرك و كفر مسلمانان مى دانى) قبل از احمد حنبل و در زمان پيشوايان اهل سنت هم مطرح بود. جمعى آن را انكار كردند ولى هيچ يك از پيشوايان اسلام روايت نشده است كه مرتكبين اين اعمال را كافر و مرتد دانسته باشند، و دستور جهاد با آنها داده باشند، و بلاد مسلمانان را به همان گونه كه تو مى گويى، بلاد شرك و يا دار الحرب (جهاد) ناميده باشند، بلكه تو كسانى را كه متوسلين به پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)  را تكفير نكند نيز، كافر مى دانى، گر چه خود به آن حضرت توسل نجويند.

تو گمان مى برى كه علماى اسلام اتفاق نظر دارند كه واسطه قرار دادن پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نزد خدا، موجب كفر مى شود، اينك هشتصد سال از زمان ائمه اربعه مى گذرد، از هيچ عالمى از علماى اسلام نقل نشده است كه اين امور را كفر دانسته باشند.

بخدا سوگند كه لازمه سخن تواين است كه تمام امت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بعد از زمان احمد حنبل، چه علما و چه امرا و چه عامه مردم، همه كافر و مرتدّ هستند. (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّـآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ )!!

واغوثاه! و هزاران فرياد  از اين سخناى شما.

و يا بر اين خيال هستيد ـ همانگونه كه برخى از عوام شما به زبان مى آورد ـ : قبل از شما كسى دين اسلام را نشناخته است و اسلام راستين توسط شماها معرفى مى شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:54  توسط حسین.....  | 

شبهات وهابیت در مورد صلوات!

 
به همت محققین مؤسسه کوثر
پاسخ به شبهات وهابیت پیرامون صلوات منتشر شد
کتاب «الصلاه البتراء» با هدف پاسخ‌گویی به شبهات مطرح شده از سوی وهابیون در زمینه چگونگی صلوات فرستادن بر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) منتشر گردید.

سید محمد هاشم مدنی مؤلف این کتاب در گفتگو با خبرنگار مرکز خبر حوزه، نشر و ترویج صلوات های غیر واقعی را از دسیسه‌های استکبار برای اختلاف افکنی میان مسلمانان عنوان کرد و گفت: فرستادن صلوات ناقص و بدون درود بر خاندان پیامبر(ص) دلایل سیاسی دارد، زیرا در شرع مقدس صلواتی به جز صلوات رایج میان شیعیان وجود ندارد.

وی صلوات صحیح و درست را با عبارت «اللهم صل علی محمد و آل محمد» درست دانست و افزود: بر اساس آیه شریفه «لااسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» پیامبر تنها اجر و پاداش رسالت خود را دوستی و مهربانی با خاندانش ذکر کرده بود که این امر با فرستادن صلوات کامل بر ایشان انجام می‌شود.

سید محمد هاشم مدنی، با بیان اینکه این کتاب از هفت فصل تشکیل شده است به تشریح چگونگی پاسخ به شبهات در آن پرداخت و اظهار داشت: در فصل اول با تحلیل تفسیر و ادبی آیه مبارکه «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما» به بیان معنی و مفهوم صلوات از طرف خداوند، ملائکه و مؤمنین پرداخته‌ایم.

این محقق علوم اسلامی با اشاره به فصل دوم کتاب «الصلاه البتراء» تصریح کرد: احادیثی که کیفیت و چگونگی صلوات را بیان کرده‌اند زیاد هستند که اگر در این زمینه تنها به بررسی روایات اهل سنت پرداخته شود برای استدلال علمی کافی خواهد بود، در فصل دوم کتاب به بررسی15 حدیث از 12 تن از صحابه و سه تن از تابعین پرداخته شده است.

مؤلف کتاب « الصلاه البتراء» در ادامه افزود: در فصل سوم به اثبات مصادیق «آل» پرداخته شده و بیان شده است که آل تنها به خاندان و فرزندان پیامبر(ص) می‌تواند تعلق بگیرد و نه همسران ایشان.

سید محمد هاشم مدنی، تاریخ شروع صلوات را موضوع فصل چهارم دانست و گفت: بر اساس شرع مقدس صلوات در مواردی واجب یا مستحب است که در این فصل بر اساس فقه مقارن به بیان برخی مصادیق پرداخته شده است.

وی در ادامه یادآور شد: در فصل پنجم به بیان وجوب صلوات بر اسماء، القاب و کنیه‌های پیامبر گرامی اسلام پرداخته‌ام، هر چند در این زمینه میان علمای شیعه و سنی اختلافی وجود دارد، اما همگی بر وجوب فرستادن صلوات هنگام شنیدن نام پیامبر اتفاق نظر دارند.  

این پژوهشگر علوم اسلامی مبنای صلوات ناقص بر پیامبر را دو حدیث جعلی عنوان کرد و اظهار داشت: اهل تسنن با تکیه بر این دو حدیث به ترویج صلوات ناقص می‌پردازند که با دلایل رجالی و درائی به اثبات جعلی بودن این احادیث پرداخته شده است.

وی موضوع فصل هفتم را فوائد آثار صلوات عنوان کرد و یادآور شد: فرستادن صلوات بر پیامبر موجب سنگین شدن نامه عمل، شمول شفاعت و افزایش رحمت الهی می‌شود و مستحب است که انسان در هنگام رکوع، سجود و در روز جمعه بسیار صلوات بفرستد.

خاطرنشان می‌شود کتاب « الصلاه البتراء » با قطع رقعی در پانصد صفحه و در تیراژ پنج هزار نسخه و به زبان عربی منتشر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11:2  توسط حسین.....  | 

تایبادی های سنی و محکوم کردن فتوای وهابی ها

علمای اهل سنت تایباد فتوای مفتی های وهابی را محکوم کردند
مشهد - خبرگزاری مهر: علمای اهل سنت شهرستان تایباد در بیانیه ای فتوای اخیر علمای وهابی عربستان سعودی را در تخریب حرمین شرفین عتبات عالیات محکوم کردند.

به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، در این بیانیه که ظهر امروز منتشر شد، آمده است: از آنجایی که استکبار جهانی و یهود جنایتکار دائما درصدد ایجاد اختلاف د ربین امت اسلامی بوده و همواره درتلاش است تا اتحاد ملی و انسجام اسلامی در بین امت اسلامی صورت نگیرد لذا هرچند وقت یکبار با تطمیع و تشویق عده ای به ظاهر مسلمان و مفتی در کشورهای اسلامی را اجیر کرده و با صدر فتاوای متعدد می خواهند تا مسلمانان را هر چه بیشتر ازهم دور نمایند تا بتوانند بیشتر به نقشه های شوم خود که همانا از بین بردن اسلام و قرآن و چپاول ثروت های خدادادی کشورهای اسلامی است برسند.

 

این بیانیه می افزاید: جامعه طلاب و مدرسین حوزه علمیه مظهرالتوحید تایباد ضمن محکوم کردن فتوای اخیرعده ای ازعلمای عربستان و کویت در خصوص تخریب آرامگاه حضرت حسین (ع) و اولاد دیگر پیغمبر(ص) اعلام می دارد که نه تنها چنین فتاوایی مورد قبول اهل سنت و علمای بزرگ اهل سنت نیست بلکه تمامی اهل سنت به اهل بیت پیغمبر به دیده احترام می نگرد.

 

در ادامه آمده است:  لذا به تمامی کسانی که می خواهند با صدورچنین فتواهای جنجالی و اختلاف انگیز امت اسلامی را از هم جدا نمایند اعلام می داریم که حضرت حسین ( رض) و اهل بیت پیغمبر تنها از شیعیان نیست بلکه تمام اهل سنت به خاندان پیغمبر به دیده احترام می نگرند و احترام گذاشتن به اهل بیت پیغمبر و تمامی ازواج مطهرت و مقدسات وعقاید همه مذاهب را جزء واجبات می دانند بنابراین اگر کسی بخواهد به هردلیلی به آنها توهین نموده و یا هتک حرمت نماید با عکس العمل شدید از ناحیه اهل سنت مواجه خواهد شد.

 

در پایان این بیانیه آمده است: از رهبرمعظم انقلاب و ریاست محترم جمهور و دیگرمسئولان نظام خواستاریم تا ضمن اندیشیدن تدابیر محکم و خردمندانه در برابر چنین افرادی، نسبت به مستحکم تر شدن روابط بین مسلمانان خصوصا علمای واقعی جهان اسلام و برقراری همایش ها و جلسات بین علمای شیعه و سنی این توطئه شوم را خنثی نمایند و اعلام می کنیم که ما جامعه اهل سنت همواره در جهت اتحاد ملی و انسجام اسلامی پشتیبان رهبر معظم انقلاب و ریاست محترم جمهور خواهیم داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:28  توسط حسین.....  | 

باید بازپس گیری فتوای ناشیانه صورت گیرد

حکومت سعودی باید مفتیان را به بازپس‌گیری فتوای ناشیانه خود وادار کند
قم – خبرگزاری مهر: دفتر مطالعات و پژوهش‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد طی بیانیه‌ای در محکومیت فتوای مفتی‌های وهابی عربستان از سیاستمداران حکومت سعودی خواست تا مفتیان را به بازپس گیری فتوای ناشیانه خود وادار کند.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، در بیانیه دفتر مطالعات و پژوهش‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد آمده است بار دیگر ندای صهیونیسم جهانی از زبان و قلم مفتیان افراطی وهابی شنیده شد.
 
در سالی که مقام معظم رهبری مسلمانان جهان را به وحدت و همدلی دعوت می‌کنند، عده‌ای از علمای وهابی فتوا به تخریب اماکن مقدسه شیعیان ومسلمانان می‌دهند! شکی نیست که در پشت صحنه این فتاوا، دست صهیونیست‌ها و آمریکای جهانخوار پنهان است.

در ادامه این بیانیه تاکید شده است: ما ضمن محکوم کردن این‌گونه حرکت‌های تفرقه افکنانه از سران و دولتمردان کشورهای اسلامی به ویژه از سیاستمداران حکومت سعودی مصرانه می‌خواهیم هر چه سریع‌تر این مفتیان ناآگاه و تفرقه افکن را مورد توبیخ قرار داده آنها را به بازپس گیری فتوای ناشیانه خود وادار کنند.

همچنین عنوان شده است :به همه شیعیان و مسلمانان فهیم و هشیار جهان توصیه می‌کنیم که برای حفظ اتحاد و انسجام اسلامی، صبر و پایداری داشته باشند و برای اجرای منویات رهبر معظم انقلاب (دام ظله) آماده و مهیا باشند و همدل و هماهنگ با مراجع معظم تقلید در دفاع از ارزش‌ها و عقاید دینی همواره در صحنه باشند. خداوند توطئه‌های دشمنان اسلام را علیه خود آنان نقش بر آب فرماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:24  توسط حسین.....  | 

امام جمعه کرمان

جهل مفتی های عربستان علت صدور فتوای اخیر است
کرمان - خبرگزاری مهر: امام جمعه و نماینده ولی فقیه در استان کرمان گفت: فتوای اخیر مفتی های عربستان نتیجه جهالت آنان است.

به گزارش خبرنگار مهر در کرمان، حجت الاسلام سید یحیی جعفری ظهر امروز در جلسه شورای فرهنگی استان کرمان اظهار داشت: بروز مشکلات و مصائب در جامعه نتیجه نبود ایمان و ضعف اعتقادات است.

وی تصریح کرد: در صورتیکه عبادت و بندگی خدا چه از بعد کمی و چه کیفی در جامعه فراگیر شود مشکلات موجود به حداقل خود می رسد.

حجت الاسلام جعفری با اشاره به فتوای مفتی های عربستان در زمینه وجوب تخریب اماکن مقدسه، جهالت و نادانی را عامل اصلی این حرکت سخیف دانست و گفت: در شرایطی که رهبر معظم انقلاب امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری کرده اند و ملت و دولت ایران تاکنون کوچکترین حرکتی در تضاد با آن انجام نداده است، این افراد با این حرکت خود به شدت اتحاد مسلمانان را خدشه دار کرده اند.

نماینده ولی فقیه در استان کرمان خاطر نشان کرد: دولت ها و ملت های مسلمان منطقه در برابر این عمل پلید عکس العمل مناسبی از خود نشان دهند و در برابر آن موضع گیری کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:22  توسط حسین.....  | 

وهابیت و امریکایی ها؟!

امام جمعه موقت تهران گفت: فتواهایی که جهان اسلام را زیر سئوال می برد در حقیقت خدمت به آرمان های آمریکاست.

به گزارش خبرنگار مهر در بجنورد، آیت الله سید احمد خاتمی شامگاه سه شنبه در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر افزود: انفجار حرمین عسکریین و تهدید حرم سالار شهیدان ابی عبدالله الحسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) گامی در راستای اهداف شیطانی مفیتان مزدور آمریکا است.

وی از شورای تبلیغات اسلامی خواست تا روز جمعه پس از ادای نمازجمعه علیه مفتیان شیطان صفت راهپیمایی برگزار کند.

خاتمی تاکید کرد: از وزارت خارجه نیز انتظار می رود در برابر این حرکت ساکت ننشیند و سفیر سعودی را فراخوانده و عواقب این اقدام شوم را به آنها متدکر شوند.

وی تصریح کرد: دولت عربستان نمی تواند از زیر این مسئولیت شانه خالی کند زیرا این مفتیان از دولت حقوق می گیرند و دولت می تواند با قطع حقوقشان آنها را مجازات نماید.

خاتمی خاطرنشان کرد: مکتب بی مبنای وهابیت فرقه ای تندرو از اهل سنت است بنابراین نباید این گونه رفتارهای نادرست را به پای همه اهل سنت گذاشت.

خاتمی در ادامه در پاسخ به دیگر سئوال مهر با اشاره به ضرورت انسجام اصولگرایی اظهار داشت: اختلاف سلیقه در جامعه آزاد امری طبیعی است و این اختلاف نظرها به معنای تفرقه نیست و باید مراقب بود که این اختلاف سلیقه ها به تفرقه نینجامد.

وی یادآور شد: بر اساس تعریف مقام معظم رهبری اصولگرایی رفتاری دین گرایانه است اما در عرف سیاسی ما اصولگرایان کسانی هستند که در راس اهدافشان دغدغه های دینی و تحقق ارزش ها در جامعه است.

خاتمی تاکید کرد: اصولگرایی مد نظر رهبر معظم انقلاب حرکت توام با پویایی و نشاط همراه با اصلاح در همه عرصه هاست.

وی در ادامه با اشاره گروگان گیری دیپلمات های ایرانی توسط آمریکا در عراق اذعان کرد: برای نجات دیپلمات ها عقل و شرع حکم می کند که تمام تلاش خود را در این زمینه بکار گیریم.

خاتمی وضعیت مردم در حال حاضر را مطلوب ارزیابی کرد و گفت: وضعیت اقتصادی مردم در مسائل کلان در دولت نهم نسبت به دولت قبل بهتر شده است اما در مسائل خرد تغییرات آنچنان ملموس نیست.

عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان طرح سهیمه بندی بنزین را طرحی کلان و ملی دانست و متذکر شد: اجرای این طرح سبب شده است تا از هدر رفتن میلیاردها دلار سرمایه جلوگیری شود و باید توجه کرد که هر اقدام بزرگی پیامدهای دارد و مسئولان هم در پی حل آنها خواهند بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:22  توسط حسین.....  | 

تظاهرات مسلمانان انگلیس علیه وهابیت

سفارت عربستان در لندن شنبه آينده شاهد اجتماع اعتراض آميز مسلمانان انگليسي خواهد بود كه پس از راهپيمايي عليه فرقه تروريستي وهابي، قصد دارند مقابل ساختمان اين سفارتخانه تجمع كنند.

در فراخواني كه روز پنجشنبه در اختيار دفتر ايرنا در لندن قرار گرفت، آمده است: در اين روز از دولت سعودي خواهيم خواست كه گروه افراط گراي وهابي را ممنوع اعلام كند.

"اين گروه عامل اوليه تحريك به خشونت، نفرت و نابردباري در سراسر جهان بوده و مجرم اصلي در تخريب حرم‌هاي امام هادي و امام عسگري (ع) و همچنين سرداب غيبت امام مهدي (عج) مي‌باشد."
در اين اطلاعيه تاكيد شده است: گروه وهابي محرك اصلي قتل عام صدها هزار نفر از شيعيان عراق در چهار سال گذشته است و با افكار افراطي خود عامل تشويش وجهه مسلمانان و تخريب اعتبار و آموزه‌هاي زيباي دين اسلام بوده است.

"اين گروه و افكار تندروي آن كه علت مرگ مردم بي‌گناه در ايالات متحده، بريتانيا، اسپانيا، پاكستان و افغانستان بوده، همچنين مشوق و مشروعيت دهنده به اعمال فجيع تروريستي بوده است."
فراخوان با اعلام مسير راهپيمايي از ميدان "ماربل آرچ" در مركز لندن به سوي سفارت عربستان آورده است: با پايان راهپيمايي مقابل سفارت، از مسوولان آن خواهيم خواست تا تمام اقدامات لازم را براي ريشه‌كني گروه افراطي وهابي كه عامل تروريسم و تهديدي براي بشريت است، انجام دهند.

به پيوست اين فراخوان، ‪ ۴‬صفحه از اظهارنظرهاي سركردگان فرقه وهابيت در ترويج و مجاز دانستن خشونت و قتل شيعيان از منابع "مسائل في العقيده"، "الممتاز في دروس و فتاوا بن باز" و "الاجوبه العراقيه" و برخي سايتهاي اينترنتي شامل افكار افرادي چون "شيخ عبدالعزيز بن باز" و "شيخ عبدالله بن جبرين" منتشر شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:13  توسط حسین.....  | 

وهابیت و اصالت؟؟

آیت الله سبحانی:

تهران ، ایسکانیوز آیت‌الله العظمی سبحانی گفت: صدور فتوای وجوب تخریب عتبات عالیات از سوی برخی از وهابی‌ها ناشی از جهل آنها به اسلام و تعصب بیجا است.

به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار گروه دین واندییشه ایسکانیوز آیت‌الله العظمی سبحانی ویران کردن عتبات عالیات را اظهار دشمنی با خاندان رسالت دانسته و تصریح کرد: کسانی که چنین فتواهایی صادر می‌کنند نه فهم حدیث دارند و نه فهم قرآن.
وی یادآور شد: این فرقه در قرن 12 از سوی محمد بن عبدالوهاب به وجود آمده و هیچ اصالتی ندارد.
آیت‌الله العظمی سبحانی ابراز محبت به پیامبر و خاندان ایشان را از وظایف مسلمانان دانستند و افزودند: هیچ عاقلی نمی گوید که ساختن گنبد بر روی قبر پیامبر اکرم(ص)، اهانت به ایشان است بلکه این امر نشانه ی محبت و تکریم می باشد.
استاد حوزه علمیه قم، بر نقش سازمان کنفرانس اسلامی، روسای جمهور کشورهای اسلامی و شخصیت های مسلمان در افشای خطر وهابیت تأکید کرد و گفت: علمای اسلام باید ماهیت این فرقه و خطر فعالیت آنها را به مسلمان گوشزد کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:11  توسط حسین.....  | 

مقابل هتاکی‌های وهابیت چرا ساکت؟

تهران - ایسکانیوز : در پی فتوای برخی از مفتیان وهابی عربستان مبنی بر وجوب انهدام مراقد ائمه اطهار(ع) در عراق، مدیریت حوزه علمیه خراسان با انتشار بیانیه‌ای ضمن تقبیح این عمل ضد اسلامی آن را عملی نابخردانه دانست که هدفی جز ایجاد تفرقه و تشنج در جهان اسلام را ندارد.

به گزارش خیرنگار گروه دین و اندیشه ایسکانیوز ؛ در این بیانیه آمده است: این امر توطئه از پیش تعیین شده استکبار جهانی است که موجب مفتضح شدن کسانی خواهد بود که امروز آلت دست مشرکین هستند و وحدت و انسجام اسلامی را برهم می‌زنند.
در بخشی از این بیانیه با دعوت از تمامی آزادی خواهان جهان برای مقابله با تفکرات ضد بشری وهابیت تصریح شده است: حوزه علمیه خراسان به عنوان میراث‌دار شجره طیبه اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع)، فتوای ضد دینی مفتیان عربستان را محکوم و از مجامع بین‌المللی و تمامی آزاد اندیشان جهان می‌خواهد در مقابل این هتاکی‌ها ایستاده و نگذارند بیش از این عده‌ای جاهل و مزدور در قلمرو معتقدات ملت‌ها وارد شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 10:10  توسط حسین.....  | 

فتوای اخیر صهیونیسم وهابی ها:

در سالهای اخیر فشارها به زائران ایرانی حرمین شرفین افزوده شده است. در افغانستان و در زمان حکومت طالبان که بر وهابیت استوار بود بسیاری از شیعیان افغانی کشته شدند و در عراق کشتارهای گسترده به راه افتاده است. اما آنچه بسیار غیر منتظره به نظر می رسد ؛ مگر مناقشات و اختلافات مذهبی شیعیان و اهل سنت، امر جدیدی است؟ آیا تا کنون علمای اهل سنت چنین فتواهایی علیه تخریب اماکن مقدسه شیعیان صادر کرده بودند؟ عبدالرحمن البراک" مفتی اعظم عربستان سعودی، شیخ "ممدوح الحربی"، شیخ "ناصر العمر"، "عبدالله بن جبرین"، "سفر الحوالی" و حامد العلی" که مهم‌ترین مفتیان وهابی به شمار می‌روند با صدور فتاوایی خواستار انهدام مراقد مطهره امامان شیعه علیهم السلام شدند. در بخشی از این فتاوا از حرم ائمه به عنوان بت‌هایی یاد کرده که باید با خاک یکسان شود.
بر اساس اخبار منتشره دانشجویان دانشکده شریعت عربستان در حال اجرای دوره‌های تابستانه و جذب نیرو از کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی هستند تا بدین‌وسیله حرم امام حسین علیه‌السلام و حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام را مانند حرم عسکریین علیهما‌السلام به‌عنوان اهداف آینده "موحدان مجاهد!"  ویران کنند.
این فتوا و امثال آن  فقط به اعمال تروریستی وحشیانه القاعده "مشروعیت" می دهد،  آنهم در صورتی که این گروه با اقدامات تروریستی خود کم کم با انزجار و رویگردانی توده های مسلمان ضد غرب هم مواجه می شود.  آیا دولت عربستان سعودی به دنبال چنین نتیجه ای - اهدای مشروعیت به القاعده - است؟ دولت عربستان نمی تواند از زیر این مسئولیت شانه خالی کند زیرا این مفتیان از دولت حقوق می گیرند و دولت می تواند با قطع حقوقشان آنها را مجازات نماید. فتواهایی که جهان اسلام را زیر سئوال می برد در حقیقت خدمت به آرمان های آمریکاست و به نظر می رسد دولت عربستان با چنین اعمالی سعی در جلب توجه بیش از پیش آمریکا دارد.
نکته امیدوار کننده در این امر هوشیاری علمای اسلام بود، موضع گیری صریح مراجع تقلید بزرگی همچون آیت الله مکارم شیرازی ، نوری همدانی ، صافی‌گلپایگانی و ... همچنین بسیاری از علمای اهل سنت بود که این توطئه در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان سال انسجام اسلامی نامگذاری شده ریشه سیاسی دارد  و در راستای اهداف سیاسی صهیونیسم است و نه تنها چنین فتاوایی مورد قبول اهل سنت و علمای بزرگ اهل سنت نیست بلکه تمامی اهل سنت به اهل بیت پیغمبر به دیده احترام می نگرد.
اشاره به صهیونیستی بودن این اقدام خاطره دیگر را نیز زنده می کند ؛ خاطره اتحاد سران کشور عربستان با اسرائیلی ها در جنگ 33 روزه اسرائیل با حزب الله لبنان که  با برگزاری نشست مشترک به همکاری برای برداشتن این عامل مزاحم اشغالگری اسراییل پرداختند.  جنگ  صهیونیسم در پوشش وهابیت با جهان اسلام امر تازه ای نیست اما ابعاد آن هر روز روشن تر می گردد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 9:29  توسط حسین.....  | 

کالبدشکافی یک فتنه

فتواهای ضدشیعی در عربستان ؛ "حاشیه هایی" به دنبال یک "متن خطرناک"
خبرگزاری مهر - گروه سیاسی: با اوج‌گیری جنگ فرقه ای در عراق هر از چند گاهی تحرکات و سخنان تند ضد شیعی روحانیون وابسته به جریان وهابی در عربستان صورت می گرفت. اما اخیرا این زمزمه های حاشیه ای به سخنانی واحد و در "متن" تبدیل شده است که فتوای تخریب حرم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در کربلا از سوی این محافل آخرین نمونه از این دست بود.

به گزارش خبرگزاری مهر ، دولتمردان ریاض باید بپذیرند که تبدیل این "حاشیه ها" به "متن" قبل از هر چیز چشم انداز بسیار خطرناکی را در برابر موقعیت عربستان سعودی در جهان اسلام قرار می دهد. از دولت عربستان انتظار می رفت که به جای پرداخت رسانه ای و سیاسی به فتاوای اخیر ، با درک خطرات چنین تحرکاتی سریعا با تحرک دیپلماتیک به موقع به صراحت علیه این فتاوا موضع گیری کرده و به جهان اسلام اطمینان می داد که تفرقه انداختن بین مسلمانان شیعه و سنی موضع رسمی دولت سعودی این نیست.

با کمال تاسف، جهان اسلام شاهد سکوت تلخ مقامات سعودی در برابر این فتواهای بی شرمانه بود و متاسفانه وجود و حضور یک گرایش مسنقیم سیاسی در تحریک روحانیون تندروی وهابی در صدور چنین فتاوایی مسئله ای  است که به دشواری می توان آن را نفی کرد. هرچند که همواره طیف میانه رو و معتدل حاکمیت سعودی مورد توجه جهان اسلام بوده اند.

آیا این فتوا و حمایت ضمنی از آن، عملا به معنای "آتش افروختن و آتش افزودن"  بر بحران دردناک عراق نیست، آیا در صورت تحقق این فتاوای، این اهل سنت عراق نیست  که امنیت و آسایش و زندگی خود را در عراق با خطر جدی مواجه خواهد دید؟

این فتوا و امثال آن  فقط به اعمال تروریستی وحشیانه القاعده "مشروعیت" می دهد،  آنهم در صورتی که این گروه با اقدامات تروریستی خود کم کم با انزجار و رویگردانی توده های مسلمان ضد غرب هم مواجه می شود.  آیا دولت عربستان سعودی به دنبال چنین نتیجه ای - اهدای مشروعیت به القاعده - است؟ با توجه به دشمنی القاعده با حاکمیت آل سعود، آیا حمایت تلویحی و سکوت در برابر این فتاوی به مفهوم "تیشه به ریشه خود زدن"  نیست؟

عربستان سعودی باید به این نکته توجه کند که میدان دادن به تفکر خطرناک سلفی-تکفیری و گرایشات تند وهابی با هدف احتمالی مهار شیعیان، قابلیت دارد که به" سرطان مذهبی جهان اسلام"  تبدیل شود و حتی در آینده ، به راحتی دامن گیر حکومت سعودی هم شود.

مگر مناقشات و اختلافات مذهبی شیعیان و اهل سنت، امر جدیدی است؟ آیا تا کنون علمای اهل سنت چنین فتواهایی علیه تخریب اماکن مقدسه شیعیان صادر کرده بودند؟ به هیچ وجه، برازنده عربستان سعودی نیست که حامی افراطی ترین و خشن ترین قرائت ها از اسلام شود. مقامات عربستان سعودی باید به این نکته توجه کند که میدان دادن به تفکر خطرناک سلفی- تکفیری و گرایشات تند وهابی با هدف احتمالی مهار شیعیان، قابلیت آن را دارد که به" سرطان مذهبی جهان اسلام"  تبدیل شود. سرطانی که در آینده ، به راحتی دامن گیر خود حکومت سعودی هم می شود. لذا می توان پیش بینی کرد که حاکمیت آل سعود قربانی بعدی فتاوای تند سلفی-وهابی ها شود.

جوامع مذهبی چون عربستان، همواره آبستن تولید اندیشه های افراطی مذهبی بود و هستند، ولی این هنر حکومت ها است که این اندیشه های غلط را کنترل و مهار کنند. باز گذاشتن و میدان دادن به افراطیون، فقط باعث "پیچیده تر شدن" بحران می شود.

مهار جریانات افراطی مذهبی، با اقدامات پلیسی و امنیتی ممکن نیست، چون این قرائت های خشن، به هرحال  از جنس "فکر و فلسفه و ایدئولوژی" هستند. بنابراین ممکن است اولین جرقه این تحرکات با سکوت تایید آمیز دولت  نظاره شود، اما اگر آتش این فتنه بالا بگیرد به هیچ قیمت و با هیچ هزینه ای نمی توان آن را مهار کرد. (حوادثی مثل مسجد لعل در پاکستان، باید مورد توجه مقامات عربستانی باشد).

به گزارش مهر ، اگر قرار باشد اختلافات و مشکلات جهان اسلام با چنین فتواهایی حل شود جهان اسلام تبدیل به حمام خون بزرگی خواهد شد، چون به همان میزان که انگیزه و زمینه برای صدور فتواهای ضدشیعی در جوامع وهابی وجود دارد امکان متقابل آن در طرف دیگر هم وجود دارد. از سوی دیگر، دادن این گونه چراغ سبزها در قبال خشونت کلامی و فتاوای تند علیه شیعیان باعث خواهد شد، موضع  روحانیون اهل سنت نیز دچار بحران شود و روحانیون میانه رو اهل سنت که گرایش به عربستان دارند هم برای آنکه از این قافله عقب نماندند وارد این فضا شوند. تداوم  این سیکل معیوب و گسترده تر شدن این بحران می تواند یکی از ارکان حکومت سعودی را که مبتنی بر رابطه بین "علمای دینی و حاکمیت سیاسی سعودی"  است را دچار "تزلزل های جدی" کند و چالش های  خاموش و زیرخاکستر جامعه سعودی را بیدار و شعله ور کند.

نباید فراموش کرد که این گونه اقدامات، موقعیت جهانی و بین المللی حاکمیت سعودی را هم تحت الشعاع قرار خواهد داد، ضمن اینکه  ایده رهبری جهان اسلام و خادمی "حرمین شرفین" با این سیاست  و حمایت از افراطی ترین جریان جهان اسلام، سازگاری ندارد

به غیر از این، نباید فراموش کرد که این گونه اقدامات، موقعیت جهانی و بین المللی حاکمیت سعودی را هم تحت الشعاع قرار خواهد داد، ضمن اینکه  ایده رهبری جهان اسلام و خادمی "حرمین شرفین" با این سیاست  و حمایت از افراطی ترین جریان جهان اسلام، سازگاری ندارد. نکته دیگر این است که سکوت دربرابر این تحرکات،  وجهه پادشاهی عربستان را برای بیش از 100 میلیون شیعه در جهان اسلام و کشورهای همسایه عربستان، چون ایران، عراق، یمن، بحرین و... برای همیشه تخریب می کند و این سرمایه ای است که عربستان برای همیشه از دست می دهد.

 واقعیت این است که ادامه روند مثبتی که در ابتدای به قدرت رسیدن ملک عبدالله درعربستان، بین مقامات ایران و عربستان آغاز شده بود نسخه بهبود زخم اختلاف و افراطی گری  در جهان اسلام است و شایسته است فرهیختگان و علمای معتدل و سیاسیون دو سوی میدان این روند را بازتولید و بازسازی کنند.

به نقل از خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 9:27  توسط حسین.....  | 

«مناسبت های ماه رجب المرجب»

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 9:7  توسط حسین.....  | 

زندگی پیامبران پس از مرگ

الف: زندگى پيامبران پس از مرگ در احاديث اهل سنّت :

 در اين بخش به نمونه هايى مختصر از احاديث و روايات كه حيات و زندگى پس از مرگ را ثابت مى كند مى پردازيم، و تفصيل آن را به اهل تحقيق و خواننده جستجوگر مى سپاريم.

 1 ـ هيثمى از نويسندگان و دانشمندان مشهور اهل سنّت در كتاب «مجمع الزوائد» از عبد اللّه بن مسعود از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مى كند كه پيامبر فرمود: « حياتي خير لكم تُحدِّثون و يُحدَّث لكم، ووفاتي خير لكم، تُعرض عليّ أعمالكم، فما رأيت من خير حمدت اللّه عليه، وما رأيت من شرّ استغفرت اللّه لكم»، رواه البزّار ورجاله رجال الصحيح. »

 (حيات و زندگى من براى شما خير و بركت است، «زيرا با همديگر گفتگو مى كنيم» شما سخن مى گوييد، و من هم با شما سخن مى گويم، مرگ من هم براى شما بركت است، چون اعمال و كارهاى شما بر من عرضه مى شود، و هر كار خوبى را كه ديدم خدا را شكر مى كنم، و براى هر كار ناپسندى از خدا طلب مغفرت مى كنم).

سپس مى گويد: اين حديث را بزّار نقل كرده است و راويان اين حديث همه ثقه هستند

(( مجمع الزوائد: 9/24، «ما يحصل لأمّته من استغفاره بعد وفاته» الجامع الصغير: 1/582، كنز العمّال: 11/407. )).

 و نيز اين روايت را سيوطى كه از استوانه هاى علمى اهل سنّت است، و متّقى هندى، و سقّاف با شهادت بر صحّت آن نقل نموده اند.

 در اين حديث، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به زنده بودن پس از مرگ و آگاه شدن از اعمال ريز و درشت پيروانش تصريح دارد، و به كسانى كه با تلاش فراوان، سعى در دور كردن امّت اسلامى از توسّل و تقاضاى وساطت آن حضرت در رسيدن به فيوضات الهى را دارند، با بيانى صريح هشدار مى دهد كه: فكر نكنيد با مرگ، رابطه بين من و شما از بين مى رود، بلكه اعمال شما همواره در معرض ديد من بوده، و من نگران كارهاى شما هستم.

 2 ـ نماز خواندن و عبادت پيامبران در قبر، از نكات شنيدنى است، شايد ذهن و دل بعضى از ديرباوران را به تعجّب وادارد. امّا از آنجائى كه آگاهى از رويدادهاى ماوراء عالم مادّه و غير محسوس در اختيار خداوند تبارك وتعالى است، و به پيامبران هم در محدوده اى معيّن اذن مى دهد تا از حوادث آينده و غيبى مطّلع شوند، بنابراين جاى شكّ و ترديد نخواهد بود، اگر رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)ويژگيهاى روحى و معنوى پيامبران را ترسيم كند.

 و لذا مسلم در صحيح خودش از انس بن مالك نقل مى كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: « مررت ـ على موسى ليلة أسرى بي عند الكثيب الأحمر وهو قائم يصلّي في قبره »

   (( صحيح مسلم: 7/102، كتاب الفضائل، باب من فضائل موسى، والمصنّف لعبد الرزّاق الصنعاني: 3/577، والمعجم الأوسط للطبراني: 8/13، وكنز العمّال: 11/511. )).

 (شبى كه به معراج مى رفتم موسى را ديدم كه در ميان قبرش به نماز ايستاده بود و با خدا راز و نياز مى كرد) .

 3 ـ متلاشى شدن بدنها پس از انتقال به عالم قبر امرى طبيعى و مسلّم است، و به تعبير ديگر زمين جسم انسانها را متلاشى و آن را از بين مى برد، ولى نسبت به انبياء و پيامبران الهى(عليهم السلام) و انسانهاى شايسته و صالح اين قانون حاكم نيست، رسول گرامى اسلام مى فرمايد:

 « فأكثروا عليّ من الصلاة فيه (يوم الجمعة) فإنّ صلاتكم معروضة عليّ. قالوا: يا رسول ! وكيف تعرض صلاتنا عليك وقد أرمت؟ قال: إنّ اللّه حرّم على الأرض أن تأكل أجساد الأنبياء »

 (( نيل الأوطار: 3/304، المغنى لابن قدامة: 2/208، فقه السنّة للسيّد سابق: 1/297، مسند أحمد: 4/8، سنن ابن ماجة: 1/345، المصنّف لابن أبي شيبة: 2/399، المعجم الأوسط: 5/97، المعجم الكبير للطبراني: 1/217، فضائل الأوقات للبيهقي: 497، كنز العمّال: 1/499. )).

 (روز جمعه زياد بر من درود به فرستيد، زيرا درودها و سلامهاى شما بر من عرضه مى شود. سؤال كردند: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ! بدن شما پس از مرگ مى پوسد، سلامها و درودهاى ما چگونه به محضر شما مى رسد؟ فرمود: زمين به بدن پيامبران آسيب نمى رساند، زيرا خداوند خوردن و نابودى بدنهاى آنان را بر زمين حرام فرموده است).

 نكته مهمّ در اين حديث بقاء و حيات پيامبران با همين جسم و بدن مادّى است، كه پس از ورود به عالم قبر، زمين به امر الهى بدنشان را حفظ و آن را نمى پوساند.

 صاحب كتاب «نيل الأوطار» كه از اين كتاب به عنوان مصدر اوّل نام برده ايم مى گويد: اين حديث را پنج تن از صاحبان كتب صحاح نقل كرده اند، غير از «ترمذى» كه در صحيح خودش آن را ذكر نكرده است.

 و حاكم نيشابورى پس از نقل اين حديث مى گويد: « هذا حديث صحيح »

  (( المستدرك على الصحيحين: 1/278، و4/560. )).

  اين حديث صحيح است، و تمام شرائط احاديث كتاب صحيح بخارى و مسلم در آن موجود است.

 ب: آراء انديشمندان اهل سنّت در حيات پيامبران:

  با توجّه به مطالبى كه در موضوع حيات شهداء و افراد صالح و سردمداران كفر و نفاق بيان شد، روشن مى شود كه انسان ها پس از مرگ وارد زندگى ديگرى مى شوند، خوبان از نعمت هاى خداوندى بهره مى برند، همانگونه كه بدان به عذاب الهى گرفتار مى شوند.

 و شكّى نيست كه پيامبران، خوب خوبان و افضل نيكان هستند، و پس از رحلت و انتقال به عالم برزخ از زندگى بسيار مرفّه و ارزشمندى برخوردار مى شوند.

 بسيارى از علماى بزرگ اهل سنّت اين قضيّه را از مسلّمات شمرده و برخى از آنان كتاب مستقلّى نيز در باره حيات و زندگى پيامبران تأليف نموده اند:

 1 ـ ابن حجر عسقلانى مى گويد: بيهقى كتابى بسيار زيبا در باره «زندگى پيامبران پس از مرگ» جمع آورى نموده و اين حديث را از انس نقل كرده است كه: « إنّ الأنبياء أحياء في قبورهم يصلّون »; (پيامبران در درون قبر زنده هستند و نماز مى خوانند)

 (( فتح البارى: 6/352. )).

 2 ـ «قسطلانى» مى گويد: شكّى نيست كه زنده بودن پيامبران(عليهم السلام)پس از مرگ امرى ثابت و روشن، و جاودانه است، و پيامبر ما چون برتر از همه پيامبران است، زندگى او پس از مرگ كامل تر از سائر انبياء خواهد بود

 (( المواهب اللدنيّة: 3/413. )).

 3 ـ «شوكانى» مى گويد: پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) در عالم قبر نيز زنده است، و ابن ماجه با سند عالى از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده است كه به ابو درداء فرمود: « إنّ اللّه عزّ وجلّ حرّم على الأرض أن يأكل أجساد الأنبياء » (خداوند خوردن بدن پيامبران را بر زمين حرام كرده است).

 و «طبرانى» در روايتى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مى كند كه فرمود: « ليس من عبد يصلّي عليّ إلاّ بلغني صلاته، قلنا: وبعد وفاتك؟ قال: وبعد وفاتي، إنّ اللّه عزّ وجلّ حرّم على الأرض أن تأكل أجساد الأنبياء ».

 (درود و سلام بندگان خدا به من مى رسد (و من سلامهاى شما را مى شنوم) گفتيم: پس از فوت شما هم نيز چنين است؟ فرمود: و پس از وفات من، خداوند خوردن بدن پيامبرانش را بر زمين حرام كرده است).

 گروهى از اهل تحقيق مى گويند: رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) پس از مرگ نيز زنده است و از اعمال نيك امّتش خوشحال مى شود، و بدن هاى پيامبران، در درون خاك نمى پوسد.

 همه اموات از ادراك كلّى مانند: آگاهى و شنيدن برخوردارد هستند، و اين امرى ثابت و روشن است، ابن عباس در حديث صحيح از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)نقل كرده است كه فرمود: « ما من أحد يمرّ على قبر أخيه المؤمن كان يعرفه في الدنيا فيسلّم عليه، إلاّ عرفه وردّ عليه »; (هر كس به قبر برادر مؤمنش كه در دنيا او را مى شناخته است برسد و به او سلام كند، او را مى شناسد، و جواب سلامش را مى دهد).

 و در حديث صحيح آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به طرف قبرستان بقيع مى رفت و به اهل قبور سلام مى داد.

 كتاب خدا صراحت دارد كه  شهيدان زنده هستند و از نعمت هاى الهى بهره مند هستند، و اين حيات و زندگى، مربوط به اجساد آنان است، بنابراين، پيامبران و سفيران الهى قطعاً زنده و جاويد هستند.

 در حديث صحيح آمده است: « إنّ الأنبياء أحياء في قبورهم »; (پيامبران در قبر زنده هستند)، اين حديث را منذرى نقل كرده و بيهقى بر صحت آن را گواهى داده است.

  مسلم در صحيح خودش از پيامبر نقل كرده است كه فرمود: « مررت بموسى ليله أسرى بي عند الكثيب الأحمر وهو قائم يصلّي في قبره »; (شبى كه به معراج مى رفتم موسى(عليه السلام) را ديدم كه در عالم قبر مشغول نماز است)

  (( نيل الأوطار: 3/305. )).

 «سمهودى» مى نويسد: شكّى نيست كه پيامبر اسلام و انبياء(عليهم السلام)پس از مرگ زنده هستند، و زندگى آنان كاملتر از زندگى شهيدان است كه خداوند در قرآن اعلام فرموده، پيامبر ما سيّد و سرور شهيدان است، و اعمال شهداء در پرونده اى ضبط است.

 آن حضرت فرمود: «علمي بعد وفاتي كعلمي في حياتي»; (آگاهى من به امور پيش از مرگ و پس از آن يكسان است).

 «ابن عدى» در كتاب «الكامل» از انس نقل كرده كه پيامبر فرمود: « الأنبياء أحياء في قبورهم يصلّون » (پيامبران در قبرهايشان زنده هستند و نماز مى خوانند).

 «ابو يعلى» اين حديث را از رجال و راويان مورد اطمينان و ثقه نقل كرده و بيهقى نيز آن را صحيح دانسته است.

 بيهقى مى گويد: شواهدى از روايات صحيح مبنى بر زنده بودن پيامبران پس از مرگ وجود دارد و بزّار به وسيله رجال صحيح كه مورد اعتماد مى باشند از ابن مسعود و او از پيامبر نقل مى كند كه فرمود: « إنّ للّه ملائكة سيّاحين يبلّغوني عن أمّتي »; (خداوند فرشتگانى گردشگر دارد كه خبرهاى أمّت مرا به من مى رسانند).

 وحضرت فرمود: « حياتي خير لكم تحدّثون ويحدّث لكم، ووفاتي خير لكم تعرض عليّ أعمالكم، فما رأيت من خير حمدت اللّه عليه، وما رأيت من شرّ استغفرت اللّه لكم »; (حيات و زندگى من براى شما مايه خير و بركت است، شما سخن مى گوييد و من هم با شما سخن مى گويم، مرگ من هم براى شما بركت است، چون اعمال و كارهاى شما بر من عرضه مى شود، در برابر كارهاى نيك شما، خدا را سپاس مى گويم، و براى اعمال ناپسند شما، از خدا طلب مغفرت مى كنم).

 بيهقى نيز در كتاب الاعتقادش مى گويد: پيامبران(عليهم السلام) بعد از اينكه روح از بدنشان گرفته شد، مجدّداً به بدن آنان بازمى گردد، و آنان همچون شهداء در پيشگاه الهى زنده هستند، پيامبر گرامى اسلام در شب معراج گروهى از آنان را ملاقات و با آنان گفتگو كرد. و ما كتابى مستقل در موضوع زنده بودن پيامبران(عليهم السلام) و اثبات آن نوشته ايم.

 مؤيّد اين سخن، حديث رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)مى باشد كه فرمود: عيسى بن مريم براى حج و عمره از مدينه عبور مى كند و به هنگام سلام بر من آن را پاسخ مى دهم.

 قضيّه حيات پيامبران در عالم برزخ همانند حيات دنيوى است، آنان با اين كه نيازى به  غذا ندارند، ولى نفوذ كامل به عالم دارند.

«ابو منصور بغدادى» مى گويد: اهل تحقيق از متكلّمان معتقدند: پيامبر ما حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)پس از مرگ زنده است، از ديدن اعمال خوب أمّتش خوشحال مى شود، و همانا بدن پيامبران(عليهم السلام)هيچ وقت نمى پوسد

  (( وفاء الوفاء: 4/1349. )).

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 12:7  توسط حسین.....  | 

خورشید ثابت نیست!

با سلام

یکی از فجیع ترین اعتقادات وهابی ها این است که خورشید ثابت نیست و هر کس قائل به این باشد که خورشید ثابت است او کافر است!

لطفا به اسناد زیر توجه کنین:

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 10:27  توسط حسین.....  | 

حرف هایی که مخالف کتاب و سنت است!!

سخن ابن تيميّه و پيروان وهابى او در اثبات جسمانيت حق تعالى مخالف كتاب و سنت است زيرا آيه شريفه (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ)

(( الشورى : 11. )).

صراحت دارد كه خداوند مانندى ندارد و آيه شريفه (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ )

(( الاخلاص : 4.  )).

 نيز دلالت مى كند كه او بى همتا است.

حاكم نيشابورى در روايتى از اُبَىّ بن كعب نقل كرده: مشركان از رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)خواستند كه نسب خداوند متعال را بيان نمايد، خداوند سوره توحيد را نازل نمود و فرمود: كه اى پيامبر!  به مشركان بگو: (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ ) او خداوند يكتا و بى نياز است، بى نيازى كه (لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ) فرزندى ندارد و از پدر و مادرى هم زاده نشده زيرا آن كه زاده شده، روزى هم خواهد مرد، و آن كه بميرد ارثى خواهد گذاشت، وخداوند بى همتا از مردن و ارث نهادن منزّه است.

(وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُ) خداوند متعال، شبيه، مانند و همتا ندارد.

آن گاه حاكم نيشابورى و همچنين ذهبى گفته اند: اين روايت صحيح است.

«إنّ المشركين قالوا : يا محمد أنسب لنا ربك ! فأنزل اللّه عز وجل : (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ ) قال : الصمد الذي (لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ )، لأنّه ليس شئ يولد إلاّ سيموت ، وليس شئ يموت إلاّ سيورث وإنّ اللّه لا يموت ولا يورث، (وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُم )قال : لم يكن له شبيه ولا عدل وليس كمثله شئ».

ثمّ قال الحاكم :  صحيح الإسناد ولم يخرجاه. وقال الذهبي: صحيح

(( المستدرك: 2/ 540. )).
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 10:17  توسط حسین.....  | 

سخنان ابن تیمیه!!

با توجه به آنچه كه بيان شد از آيات قرآن و سنت شريف و گفتار شخصيتهاى بزرگ علمى اهل سنت، دوباره عبارت ابن تيميه را مرور مى كنيم كه مى گويد: «وليس في كتاب اللّه ولا سنّة رسوله ولا قول أحد من سلف الأمّة وأئمّتها أنّه ليس بجسم» 

(( التأسيس في ردّ أساس التقديس: ج 1 ص 101. )).

 در كتاب خدا و سنت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و همچنين در گفتار سلف امت (صحابه) و پيشوايان دينى نيامده كه خداوند جسم نيست.

مگر (لَيْسَ كَمِثْلِهِى شَىْءٌ) و يا (وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُم )  از آيات قرآن نيستند؟

و يا آن چه را كه از اُبَىّ بن كعب نقل شد و حاكم نيشابورى و ذهبى شهادت به صحت آن دادند

(( مستدرك الصحيحين: 2/540. ))،

 خارج از سنت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)مى باشد؟!!!

و يا احمد بن حنبل، بيهقى، قرطبى، عبد القاهر بغدادى و شهرستانى و... از علماء اهل سنت نيستند؟!!

مگر نه اين است كه وى به فتواى علماء معاصر خويش به خاطر همين عقيده باطل تجسيم محكوم به زندان شد؟

همان طورى كه  أبو الفداء در تاريخ خود مى گويد: «استدعى تقي الدين أحمد بن تيمية من دمشق إلى مصر وعقد له مجلس وأمسك وأودع الاعتقال بسبب عقيدته فإنّه كان يقول بالتجسيم...»

(( تاريخ أبي الفداء: 2/392، حوادث 705، كشف الارتياب: 122. )).

ابن تيميه از دمشق به مصر احضار گرديد  وپس از محاكمه وى را دستگير و به سبب عقيده اش زندانى كردند زيرا او معتقد بود كه خداوند متعال داراى جسم است.

و به نقل ابن حجر عسقلانى، قاضى مالكى اعلام كرد: «فقد ثبت كفره»

(( الدرر الكامنة: 1/145. ))،

 كفر ابن تيميه ثابت است.

و همچنين ابن حجر عسقلانى و شوكانى از علماء بزرگ اهل سنّت نوشته اند: قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلان كنند كه: «من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله»

 (( الدرر الكامنة: 1/147، البدر الطالع: 1/67. )).

هر كس عقيده ابن تيميه را داشته باشد خونش هدر و مالش مباح است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 15:58  توسط حسین.....  | 

کرسی دراثر سنگینی خدای وهابی ها ناله می کند!

سيوطى از طرق مختلف عن عمر نقل مى كند كه زنى خدمت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيد و گفت: دعا كن خداوند مرا وارد بهشت سازد، رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) خدا را به عظمت ياد كرد و فرمود: كرسى خداوند سراسر آسمان و زمين را فرا گرفته است و هنگامى كه خداوند بر روى كرسى قرار مى گيرد، در اثر سنگينى حق از كرسى ، ناله اى همانند ناله شتر بچه خارج مى شود. و هيثمى در كتاب مجمع الزوائد اين روايت را صحيح دانسته است

 (( قال السيوطي: وأخرج عبد بن حميد وابن أبي عاصم في السنة والبزار وأبو يعلى وابن جرير وأبو الشيخ والطبراني وابن مردويه والضياء المقدسي في المختارة عن عمر، «أنّ إمرأة أتت النبي صلى الله عليه وسلم فقالت: أدع اللّه أن يدخلني الجنّة ، فعظمّ الرب تبارك وتعالى وقال : «إنّ كرسيّه وسع السماوات والأرض ، وإنّ له أطيطاً كأطيط الرحل الجديد إذا ركب من ثقله». الدر المنثور ج 1 ص 328. قال الهيثمي: رواه البزار ورجاله رجال الصحيح . مجمع الزوائد ج 1 ص 83. وقال أيضاً: رواه أبو يعلى في الكبير ورجاله رجال الصحيح غير عبد اللّه بن خليفة الهمذاني وهو ثقة. مجمع الزوائد ج 10 ص 159.  )).
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 15:52  توسط حسین.....  |