تبليغاتX
سلفی گری - نقد وهابیت

سلفی گری - نقد وهابیت

وبلاگی تخصصی در زمینه نقد فتاوا،آرا ،عقائد ومرام وهابی ها وبعضا مسائل مربوط به اهل سنت

به نام خدا

سالروز شهادت هشتمین امام شیعیان و مسلمانان جهان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را به همه مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت می گویم.

پخش زنده از حرم مطهر امام رضا علیه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 16:27  توسط حسین.....  | 

آیا سفلی پیرو سنت پیامبر(ص) هست؟

در این ایجا سوالی مطرح هست وآن این که آیا تمام سلف از اهل فقه وحدیث وکسانی که جز صحابه بودند آیا همگی مو به مو وخط به خط سنت رسول خدا (ص) را عمل می کردند؟

یا این که آنان به خاطر دشمنی با- با صطلاح - رافضه (کلماتی که دشمنان و مخالفین امام علی (ع) به پیروان آن حضرت نسبت داده اند.)ویا به خاطر دوست داشتن بعضی با کتاب خدا وسنت رسول خدا(ص) مخالفت ورزیدند؟

شواهد تاریخی نشان از آن دارد که این افراد به خاطر حب و بغض بی جا، سنت پیامبر را ترک وبا کتاب خدا مخالفت ورزیدند .

این شواهد عبارتند از:

1-ترک مستحبات:

ابن تیمیه می گوید : نظر برخی از فقها آن است که وقتی یک عمل مستحبی شعار برای شیعه گردید که شیعه را با آن عمل مستحبی بشناسند آن عمل انجامش ترک می گردد البته گرچه ترک آن عمل مستحبی واجب نیست لکن چون با اظهار آن عمل مستحبی ، مشابهت با روافض پیدا می شود به طوری که سنی از رافضی تمیز داده نمی شود و از طرفی مصلحتی که در تمیز سنی از رافضی وجود دارد که همان دوری و مخالفت با آنان است از مصلحتی که در آن عمل مستحبی وجود دارد عظیم تر ومهمتر است به همین دلیل آن عمل مستحبی ترک می گردد.

(منهاج السنه ج2 ص 143)

 

نکته : جناب ابن تیمیه چطور شما می گویید که تابع صحابه و پیامبر هستید ولی عملی که سنت پیامبر است و مستحب است چون در حال حاضر شیعیان این عمل را انجام می دهند شما ترک می کنید ؟ مگر شما پیرو صحابه و پیامبر نیستید ؟

 اگر پیرو صحابه وپیامبر بودید این فتواها را نمی دادید چون اگر ما عملی انجام می دهیم و  مستحب است اما چون ما انجام می دهیم شما انجام نمی دهید پس شما پیرو پیامبر و صحابه نیستید بلکه شما دشمن و مخالف تشیع و صحابه و پیامبر و خدا هستید!

این بحث ادامه دارد با همین موضوع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 11:25  توسط حسین.....  | 

شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهّابيّت

به نام خدا

با سلام خدمت شما دوستان

این هم یکی از کارهای وهابیان:


أحمد زينى دحلان مفتي مكّه مكرّمه مى نويسد: «كان محمّد بن عبد الوهّاب إذا اتّبعه أحد وكان قد حجّ حجّة الإسلام، يقول له: حجّ ثانياً! فإنّ حجّتك الأولى فعلتها وأنت مشرك، فلا تقبل، ولا تسقط عنك الفرض.
وإذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: اشهد على نفسك إنّك كنت كافراً، وعلى والديك أنّهما ماتا كافرين، وعلى فلان وفلان، ويسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله، وإلاّ قتله، وكان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة، ويكفّر من لا يتّبعه، ويسمّيهم المشركين، ويستحلّ دماءهم وأموالهم»
اگر چنانچه كسى به مذهب وهّابيّت در مى آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمّد بن عبد الوهّاب» به وى مى گفت: بايد دوباره به زيارت خانه خدا بروى چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است.
و به كسى كه مى خواست وارد كيش وهّابيّت بشود مى گفت: پس از شهادتين بايد گواهى دهى كه در گذشته كافر بوده اى و پدر و مادر تو نيز در حال كفر از دنيا رفته اند، و همچنين بايد گواهى دهى كه علماء بزرگ گذشته كافر مرده اند.
اگر چنانچه گواهى نمى داد وى را مى كشتند. آرى او بر اين باور بود كه تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته كافر بوده اند، و هركسى را كه از مكتب وهّابيّت پيروى نمى كرد او را مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مى كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:26  توسط حسین.....  | 

به نام خدا

با عرض سلام خدمت همه کاربران اینترنتی و دوستانی که از وبلاگ بنده ملاقات می کنند خدمت همه دوستان ایام سوگواری و وسالروز شهادت و وفات رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و امام حسن مجتبی علیه السلام را تسلیت می گویم واز همه شما عزیزان دعادر تعجیل امام زمان علیه السلام را خواهانم .

                                                              موفق و پیروز باشید

                                                              نویسنده وبلاگ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 18:2  توسط حسین.....  | 

نقد ابن تیمیه وافکارش از سوی علمای برجسته اهل سنت

به نام خدا

با سلام  همون طوری که به شما قول داده بودم مطالبی را از کتب برادران اهل سنت در مورد ابن تیمیه وافکارش نزد برادران اهل سنت براتون جمع کنم و نقل کنم. به حل و قوه الهی بنده الان مطالبی را در این  زمینه برایتان نقل قول خواهم نمود:

** فقط خواهشا به نظر نظر دهنده و هم چنین متن نظر داده شده دقیقا توجه کنین .

۱.سبکی می گوید:افکار ابن تیمیه هیچ گونه هماهنگی با عقیده عموم مسلمین ندارد ودر عقاید اسلامی بدعت گذاشت و ارکان اسلام را درهم شکست و در پوشش پیروی از کتاب وسنت و دعوت مردم به حق  وهدایتشان به سوی بهشت دست به بدعت در دین زد و از جماعت مسلمین خارج شد.

(طبقات الشافعیه ج۱۰ ص ۱۸۶ ـ  محمد بن محمد بخاری حنفی متوفای ۸۴۱ ه در بدعت و تکفیر ابن تیمیه پی برده سخن گفته و در مجلس درس خود تصریح کرده:کسی که به ابن تیمیه شیخ الاسلام اطلاق کند کافر می شود. البدر الطالع ج۲ ص ۲۶۰)

۲.حصنی دمشقی معتقد است:ابن تیمه فردی زندیق(ملحد) می باشد و کسی که عقاید او را قبول داشته باشد خون و مالش مباح و هدر است.۰الدرر الکامنة ج ۱ ص ۱۵۴)

۳.ابن حجر هیثمی گوید: خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است.(الفتاوی الحدیثیة ص ۸۶)

۴.نبهانی می گوید:همانند خورشید در روز روشن آن هم در وسط آسمان ثابت و روشن گردید که علما مذاهب چهارگانه در مردود شمردن بدعت های ابن تیمیه اتفاق نظر دارند که در حقیقت در عاقل بودن او تامل دارند تا چه رسد به خطا شمردن عقاید و نظرات او نسبت به مسایلی که در آن با اجماع مسلمین مخالفت کرده به ویژه در مساله زیارت قبر پیامبر اکرم (ص).

(النفی و التقریب. طبسی ص ۱۰۹ - الملل والنحل للسبحانی ص ۵۰)

۵.و....

موضوع بعدی:

نمونه هایی از مظاهر نفاق ابن تیمیه و بغض او نسبت به علی ابن ابیطالب علیه السلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 5:18  توسط حسین.....  | 

نحوه پیدایش وهابیت و تفاوت آن با ديگر مذاهب اهل تسنن چيست؟ (تکراری)

به نام خدا

این مطلب را به پسشنهاد یک برادر سنی مذهب از اتریش دوباره می نویسم.(تاریخ قبلی روی وبلاگ۴ دی ۸۵)........

لطفا مطلب زیر را خوب بخوانید وهمه آن را بخوانید تا جای هیچ گونه ابهامی نباشد...

در اين رابطه لازم است در سه محور بحث را متمركز كنيم: 1 . تاريخچه تفكر و عقايد وهابيت: عقايد و تفكرات مذهبي كه اساس و اصول فرقه‌ وهابيت را مي‌سازد قرن‌ها پيش بذر آن بوسيله بعضي ازعلمايي كه خودشان را به مذهب حنبلي، يكي از مذاهب اهل سنت نسبت مي‌داده‌اند پاشيده شده و رفته رفته از حوزه فكري پديد آورنده آن تجاوز نموده و بعضي از عوام نيز در دام و حصار اين عقايد انحرافي و نفاق‌زا قرار مي‌گيرند......

برای دیدن ادامه مطلب کلیک نمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:19  توسط حسین.....  | 

نظر علمای اهل سنت در مورد شخص ابن تیمه وافکارش

به نام خدا

با سلام خدمت همه برادران و خواهران این مطلب را به خاطر این می نویسم خدای نکرده بعضی بعضی از برادران اهل سنت براشون این جوری القا نشده باشه که افکار ابن تیمیه وشخص ابن تیمیه را قبول داشته باشن.

عمدا نظر علمای اهل سنت را آوردم تا همه و مخصوصا برادران اهل سنت بدونن که ابن تیمیه کی بود. البته چون وهابی ها می گن سنی ها ابن تیمیه را قبول دارن و یه جوری وهابی ها می خوان خودشون را سنی نشان بدهند و یا سنی ها را از خودشون بدونن این مطالبا رو می گن و من سعی خودم رو بر این گذاشته ام که معلوم کنم وهابی ها نه سنی هستن ونه شیعه البته با کمک برادران شیعه وسنی.

منتظر نظرات علمای اهل سنت در مورد ابن تیمیه باشین

فعلا در حال آماده کردنش هستم انشاالله فردا روی وبلاگ می آد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 22:32  توسط حسین.....  | 

نظریه پرداز حرکت سلفی گری

به نام خدا

با سلام خدمت همه دوستان

تئوری پرداز این جریان فکری احمد بن حنبل است هنگامی که مسلمانان برای گسترش قلمرو حکومت به فتوحات پرداخته و ملت هایی را که دارای تمدن وفرهنگ خاصی بودند مغلوب ساختند در میان مسلمانان افرادی بودند که به فراگیری علوم وفنون و ادبیات ملل مغلوب علاقه داشتند. همین علاقه انها را به مذاکره و گفتگو و سپس ترجمه کتاب های آنان به زبان عربی واداشت نهضت ترجمه در قرون اولیه ضابطه خاصی نداشت و هدف نقل دانش رومی و یونانی و هندی و... به زبان عربی بود.لذا احمد بن حنبل از انجایی که محتویات عقاید وارداتی را بااصول اسلام هماهنگ ندید در برابر این نوع از علوم جبهه گیری کرده و از اساس فتوا به تحریم آن داد. تا بدین ترتیب به خیال خودش احادیث را از دستخوش تحریف حفظ نماید.

این عمل ابن حنبل خطرش کمتر از خطر هجوم علوم بیگانه به سرزمین اسلامی نبود چرا که وی نقش عقل را در فهم دین انکار نمود و با سرسختی هر چه بیشتر از ورود تفکر عقلانی در دایره حدیث جلوگیری نمود که متاسفانه لطمات جبران ناپذیری بر حدیث وارد نموده که آثار منفی آن تاکنون باقی هست وی فقط به ظواهر کتاب و سنت تکیه می نمود و می گفت:

ما حدیث را به همان صورت که نقل شده دربست می پذیریم.(الملل والنحل شهرستانی ج۱ ص ۱۶۵) و هیچگونه توجیه عقلانی را در آن راه نمی دهیم این امر باعث گردید که اهل حدیث از نظر فکری و عقیدتی دچار انحراف گردند لذا معتقد به جسم بودن خداوند سبحان و اینکه ذات اقدس خداوند صفاتش شبیه صفات مخلوقات هست شدند انان معتقدند خداوند به آسمان دنیا اجلال نزول می فرماید ونیز پای خود را در اتش جهنم می گذارد و یا العیاذ بالله می گویند: خداوند همانند انسان ها دارای اعضا و جوارح هستند.

این عقیده حنابله را بعدها ابن تیمیه کاملا قبول کرد و به توضیح و تفسیر مبانی احمد پرداخت  که      ثمره اش جز تفرقه بین صفوف مسلمین نبود و دشمنان اسلام از آن فوائد بسیار بردند.

 

موضوع بعدی :

نظر علمای اهل سنت در مورد شخص ابن تیمیه

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:14  توسط حسین.....  | 

اربیعین ابا عبدالله علیه السلام

*السلام علیک یااباعبدالله الحسین(ع)*

بیستم ماه صفر، اربعین سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس و منور منتقم خون شهید کربلاء، حضرت بقیة الله الأعظم، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان خامس آل عباء(صلوات الله علیهم اجمعین) تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 21:20  توسط حسین..... 

سلف و سلفیون

به نام خدا

با توجه به این که در وبلاگ های مختلف در مورد سلف نوشته می شود لازم دانستم مختصر توضیحی در مورد کلمات سلف وسلفیون بنویسم تا این لغت باری همه دوستان و برادران شیعه و سنی روشن بشه البته از نظرات شما هم استفاده خواهیم برد.

سلف در لغت:

کلمه سلف در لغت عرب به معنای گذشته است و این که می گویند قوم سلاف: یعنی گروهی که در گذشته می زیستند و سلف رجل :یعنی پدران شخصی که در زمان گذشته زندگی می کردند و خلاصه اسن که سلف به معنای ماضی و متقدم می باشد.

سلف در اصطلاح:

اگر به شخصی به گویند سلفی - یعنی او منسوب به سلف هست و این ها گروهی بودند در گذشته که به همین نام شناخته می شدند بعضی نظرشان بر آن است که عوان سلف فقط بر صحابه  و تابعین و تابع تابعین اطلاق دارد . گروه دیگر معتقدند سلفی گری یعنی این که شخص در فهم دین از نظر عقیده شریعت و سلوک به قدما مراجعه نماید.

نظر چهارم آن است که سلفیت بدان معناست که مسلمین در اعتقاداتشان به صحابه و تابعین  و تابع تابعین و امامان فقه مراجعه نمایند.

و اخرین معنای اصطلاحی تعریف سقاف است که :هیچ گونه فرقی بین سلفیت و وهابیت نیست چرا که این دو گروه دو روی یک سکه می باشند چرا که هدف مشترکی را دنبال می کنند و دارای اعتقادات و طرز تفکر کاملا شبیه به هم می باشند لذا در داخل جزیرة العرب این طایفه را وهابی حنبلی مسلک می نامند  وهنگامی که برای تبلیغ عقاید به خارج اعزام می گردند خود را سلفی می نامند. از کتاب السلفیة الوهابیة اثر حسن بن علی السقاف چاپ دارالامام النووی اردن - عمان.

* سلفیون معاصر که همگی از طرفداران ابن تیمیه  ومذهب پیشوایان  حنابله مجسمه هستند در خارج جزیرة العرب در کشورهای مختلف زندگی می کنند و ابن تیمیه را که از علمای حنابله می باشد به عنوان پیشوا و مرجع علمی و رئیس خود قبول دارند اما باید توجه داشت که به این افراد وهابیت گفته نمی شود به دلیل آن که این واژه امروز امری نفرت انگیز و ناخوشایند می باشد.....!!!! ولذا این ها خود را با اسم هایی چون سلف و یا سلف صالح تابع صحابه و ....

* نویسنده کتاب السلفیه الوهابیه می گوید:وهابیت یا سلفیت همان طرفداران مذهب حنبلی (یعنی حنابله ای که قائل به تجسیم خداوند  عز وجل هستند و نسبت به امامان علیهم السلام بغض می ورزند) می باشند.گرچه در بعضی از جزئیات با مذهب حنبلی تفاوت دارند لکن اصول اعتقادی حنبلی ها که تشبیه و تجسیم خداوند سبحان هست و نیز دشمنی با اهل بیت علیهم السلام را یکجا پذیرفته اند و به آن معتقد هستند.

 

********

نتیجه این که:

********

مراد از سلف کسانی هستند که بین سه قرن اول می زیستند و شخص سلفی مدعی است که از سه بعد (یعنی فهم دین و مسلک وعقاید) از انها تبعیت می نماید وامروزه سلفی ها همان وهابیون و نواصب هستند.

 

موضوع بعدی :

نظریه پرداز حرکت سلفی گری

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 20:35  توسط حسین.....  | 

محمدبن عبدالوهاب

به نام خدا

با سلام خدمت همه دوستان یه مطلب خیلی عالی رو تو وبلاگ یکی از برادران دیدم بهتر دونستم اینجا بیارم تا شما عزیزان هم ببینین البته می تونین به وبلاگش یه سری بزنین وبلاگ خوبی داره ادرس وبلاگ:

 

وبلاگ نسیم ایمان

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در اينجا مي خوانيد مناظره اي است فرضي ميان خداوند متعال و محمدبن عبدالوهاب که سخنان خداوند از قرآن کريم اخذ و سخنان محمدبن عبدالوهاب از افکارش و افکار وهابيان امروز گرفته شده است.

-   خداوند متعال : و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس ابي و استکبر و کان من الکافرين (بقره /34) ؛ هنگامي که به ملائکه گفتيم براي آدم سجده کنيد , همه سجده کردند جز ابليس که امتناع کرد و تکبر ورزيد و از کافرين بود.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا اين شرک است  که تو به ملائکه فرمان داده اي آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار مي کني ؟

-   خداوند متعال :  و رفع ابويه علي العرش و خرُّوا له سُجدا و قال يا ابت هذا تأويل روياي من قبل قدجعلها ربي حقا (يوسف/100) ؛ يوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران يوسف پيش او به سجده افتادند . يوسف گفت : اي پدر! اين تأويل خواب من است که پيش از اين ديده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.

-   محمد بن عبدالوهاب :  خدا يا چرا پيامبرت يعقوب و يوسف بايد اجازه دهند که برادرانش پيش او سجده کنند . برادران يوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . يعقوب و يوسف بايد آن ها را مي کشتند.

-   خداوند متعال : و إذ جعلنا البيت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلي (بقره/125) ؛ [به ياد بياوريد] هنگامي که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلي امن قرار داديم. [براي تجديد خاطره] مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد .

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا چرا گفته اي مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دهيد . چرا مکان يک بشر را محل عبادت خود قرار مي دهي ؟ اين شرک است . هيچ بشري به هيچ وجهي نبايد دخلي در عبادت تو پيدا کند. چرا يک بيابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادي که مقام ابراهيم را محل عبادت خود قرار دادي ؟ اين باعث مي شود مردم ياد بگيرند و محل اولياي ديگري چون رسول خدا(ص) و علي (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . اين ها همه شرک است .

-   خداوند متعال : في بيوت أذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛ خانه هايي که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که براي او صبح و شب تسبيح بگويند .

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا ! چرا تو اذن داده اي که خانه هايي محل عبادت قرار گيرند؟ در آن صورت مردم مي آيند در قبر رسول الله (ص) نماز مي گذارند که اين خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسير اين آيه گفته اين خانه ها خانه  هاي پيامبر است و خانه هاي علي و فاطمه هم از افضل ترين اين خانه ها است . مردم مي آيند در اين خانه ها عبادت مي کنند و مشغول نماز مي شوند . محل قبر علي و فاطمه را هم چون پيامبرت گفته که خانه هاي آن ها هم از خانه هاي مأذون است , محل عبادت قرار مي دهند. اين ها همه شرک است .

-   خداوند متعال : ما من شفيع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(يونس/3)؛ هيچ شفاعت کننده اي وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . اين خداي شما است آن را پرستش کنيد . آيا به ياد نمي آوريد؟ .

-   خداوند متعال : و کم  من مَلَک في السماوات لاتغني شفاعتهم شيئا الا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء و يرضي (نجم/26) ؛ چه بسيارند فرشتگاني در آسمان که شفاعت شان هيچ سودي ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد براي کساني بخواهد و راضي گردد.

-   خداوند متعال : و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛ شفاعت سودي ندارد جز براي کسي که اذن داده شده باشد .

-   ا بن عبدالوهاب : خدا چرا استثنا کرده اي که جز براي کسيکه اذن شفاعت داده شود . بايد بگويي به هيچ وجه شفاعتي در کار نيست و هيچ کسي نمي تواند شفيع باشد . اينکه تو استثنا کرده اي سبب مي شود برخي از پيامبر و اوليايت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . اين شرک است که از غير خدا شفاعت بخواهي .

-   خداوند متعال : قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئين (يوسف /97) قال ساستغفر لکم ربي انه هو الغفور الرحيم (يوسف/98)  ؛ برادران يوسف گفتند : اي پدر براي گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. يعقوب گفت : بزودي براي شما طلب آمرزش مي کنم از خداي خود که او بخشنده مهربان است.

-   محمد بن عبدالوهاب : ديدي گفتم اگر اجازه بدهي مردم بلافاصله طلب شفاعت مي کنند . اين برادران يوسف پدر خود را شفيع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. اين شرک است .

-   خداوند متعال : يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛ اي مومنان از خدا بترسيد و بسوي او وسيله اي بجوييد و در راه خدا کوشش کنيد باشد که به رستگاري برسيد.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدايا ! چرا امر کرده اي که مومنان  به نزد تو وسيله بجويند. آنان بايد مستقيما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفيعي رفته او را وسيله اي جهت تقرب به تو قرار دهند. اين شرک است که مردم به غير تو مراجعه کنند.

-   خداون متعال : اذهبوا بقميصي  هذا فألقوه علي وجه ابي يأت بصيرا وأتوني باهلکم اجمعين(يوسف/93) فلما أن جاء البشير القاه علي وجهه فارتد بصيرا  قال الم اقل لکم اني اعلم مالا تعلمون (يوسف96) ؛ يوسف گفت : اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود و تمام اهل خود را بياوريد. وقتي قاصد رسيد پيراهن را به صورت يعقوب انداخت و يعقوب بينا شد. و يعقوب گفت مگر من نگفتم من چيزي مي دانم که شما نمي دانيد.

-   محمد بن عبدالوهاب :  خدا يا ! چرا اين آيه را آورده اي . پيراهن که هيچ تأثيري ندارد . اينکه پيراهني بتواند چشم نابينا را بينا کند نادرست است و اين باعث خواهد شد مردم به ضريح پيامبر و اولياي تو چشم بمالند و از پيامبر و اوليا شفاطلب کنند چون فکر مي  کنند وقتي پيراهن يوسف بتواند چشم يعقوب را بينا کند , ضريح رسول خدا(ص) که افضل انبياء است حتما اين کار را مي تواند انجام دهد. درحاليکه درخواست شفا از غير خدا شرک است و مشرک واجب القتل .

-   خداوند متعال : و کذالک اعثرنا عليهم ليعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ريب فيها إذ يتنازعون بينهم أمرهم فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ربهم اعلم بهم . قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليهم مسجدا(کهف/21) ؛ و اين چنين مردم را متوجه حال آن ها کرديم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخيز حق است. و در پايان جهان و قيام قيامت شکي نيست . در آن هنگام که ميان خود نزاع داشتند ؛ گروهي مي گفتند: بنايي بر آنان بسازيد(تابراي هميشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگوييد که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولي آن ها که از راز شان آگاهي يافتند (و آن را دليلي بر  رستاخيز ديدند) گفتند : مامسجدي در کنار مدفن آن ها مي سازيم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

-   محمد بن عبدالوهاب : خدا يا چرا اين داستان را نقل کردي . وقتي هم نقل کرده بودي بايد آن را شديدا رد مي کردي . چرا از کنار بناي مسجد بر قبر بدون هيچ انکار و ردي گذشتي در حاليکه در آيه بعدي که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده اي : فلاتمار فيهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دليل در مورد آن ها حرف نزنيد. اينجا کار جدال کنندگان را تقبيح کرده اي اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبيح نکرده اي . در حاليکه بناي مسجد بر قبر ها شرک است .

-   خداون متعال : ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه (بينه /7) ؛ کساني به خدا و رسولش ايمان آورده و اعمال صالح انجام مي دهند , آن ها بهترين مخلوقاتند.

-   محمد بن عبدالوهاب : خدا يا پيامبرت گفته : منظور از خير البريه در اين آيه علي و شيعيانش هستند . چرا تو اين آيه را فرموده اي در حاليکه شيعيان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حاليکه تو آن ها را بهترين مخلوقات دانسته اي .

-        خداوند متعال : لقد جئت شیئا فریا (مریم /27) ؛ چیز جدیدی(بدعت) آورده ای .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 20:30  توسط حسین.....  | 

اعتراف قسطلانی

قسطلانی می گوید:

یک بیماری بر من عارض شد که پزشکان از درمان آن عاجز ماندند و به مدت دو سال با آن مرض درگیر بودم درشب ۲۸ جمادی الاولی سال ۸۹۳ ه در مکه به پیامبر اسلام استغاثه نمودم و سلامتی دوباره خواستم.

در خواب مردی به خوابم آمد که همراهش کاغذی بود و روی آن نوشته شده بود:این داروی بیماری احمد قسطلانی است.... از خواب بیدار شدم و به خدا قسم هیچ اثری ازآن بیماری نیافتم و به برکت پیامبر صلی الله علیه واله و سلم شفا پیدا کردم.

(الموتهب اللدنیه المنح المحمدیه ج۳ ص ۴۰۵)

شگفت از وهابیان است که با این همه تصریحات احمد قسطلانی چرا نسبت شرک و ارتداد به وی    نداده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون آنها معتقد هستند هر کسی که نزد قبر پیامبر و شخص صالح بیاید و از آنان درخواست حاجت کند و از او بخواهد که بیماری اش را زایل نماید نسبت شرک و ارتداد می دهند و می گویند چنین شخصی باید از عملش توبه کند وگرنه باید کشته شود!!

موضوع بعدی:

نمونه هایی از استغاثه به قبر پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 0:45  توسط حسین.....  | 

زیارت قبور واقعیت غیر قابل انکار

به نام خدا با سلام

* توسل به قبر احمد بن حنبل  به حکایت ابن جوزی شاگرد ابن تیمیه متفکر وهابیت:

ابن جوزی در مناقب احمد بن حنبل از عبدالله بن موسی حکایت می کند:من وپدرم در یک شب تاریک برای زیارت احمد بیرون رفتیم . در آن هنگام آسمان تاریک تر شد. پدرم گفت :پسرم بیا به وسیله این عبد صالح (ابن حنبل) به خداوند متوسل بشویم تا او راه را برای ما روشن سازد چرا که من از سی سال تاکنون هر وقت که به او متوسل می شوم  حاجتم برآورده می شود.

(مناقب احمد (ابن جوزی) ص ۲۹۷)

نتیجه بحث:

در چندین پست قبلی که در مورد زیارت قبور بحث و بررسی نمودیم می توان این نتیجه را گرفت:

این همه دلایل و شواهد تاریخی دلالت داردکه استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر پیامبر اکرم(ص) و سایر مردگان صالح امری رایج و شایع بین مسلمین بوده است چرا که امام شافعی در رفع حاجاتش متوسل به ابی حنیفه می شد( قضیه اش نقل شد) و نیز بزرگ حنابله در هر مشکلی به قبر امام                موسی بن جعفر  علیه السلام  متوسل می شد  واحمد بن حنبل به شافعی متوسل می شد(نقل نموده ایم) ابن خزیمه و ابن حبان به قبر امام رضا علیه السلام توسل می جستند و برای برآورده شدن حاجاتشان به آن امام همام استغاثه می کردند اهالی سمرقند در کنار قبر بخاری طلب باران می کردند و عایشه مسلمین را امر می کرد که برای طلب باران به قبر نبی اسلام صلی الله علیه واله وسلم توسل جویند و استغاثه نمایند شخصیت هایی از صحابه و بزرگان اهل سنت  از فقها و غیره به قبرهای انبیا و صحابه و صالحان استغاثه می کردند.

با این همه

آیا ابن تیمیه جرات دارد به این ها برچسب شرک زند و انها را کافر بنماید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شیخ سلامة العزامی به نیکویی گفته است:

این مرد (ابن تیمیه) حتی بر جناب پیامبر (ص) هم جسارت نمود و گفت: کسی که اهنگ حرکت برای زیارت نبی کند گناه کرده است و هر کس پیامبر (ص) را بعد از وفاتش صدا بزند و از او استغاثه کند شرک ورزیده است.....

این بحث ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 21:14  توسط حسین.....  | 

نمونه هایی از استغاثه به قبور

* قبر ابو ایوب انصاری:(م ۵۲ ه. در روم):حاکم گوید:مردم به سوی قبر او می رفتند و آن را زیارت می کردند . وقتی دچار قحطی می شدند از آن قبر استسقا (طلب باران)می نمودند.

(مستدرک حاکم ج ۳ ص ۵۱۸ ح ۵۹۲۹ صفة الصفوة ج۱ ص ۴۷۰)

* قبر امام موسی بن جعفر علیه السلام: رئیس حنابله ابن علی خلال می گفت:هر مشکلی که برایم پیش می امد آهنگ قبر موسی بن جعفر می کردم و به او متوسل می شدم خداوند نیز آنچه را که دوست می داشتم برایم اسان می کرد.

(تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۲۰)

* قبر ابو حنیفه:امام شافعی زمانی که در بغداد بود به ابی حنیفه توسل می جست و نزد ضریحش می امد و وی را زیارت می کرد بر او سلام می داد و برای رفع حاجتش به وسیله او به خدا متوسل می شد گوید:ثابت شده که امام احمد بن حنبل به امام شافعی توسل می جست که پسرش از کار پدر تعجب می کرد.

پدرش به وی گفت:شافعی مثل خورشید برای مردم و مثل سلامتی برای بدن است و وقتی که شافعی دید اهل مغرب به امام مالک توسل می جویند عملشان را قبیح نشمرد خود شافعی می گوید:من به قبر ابی حنیفه تبرک می جویم و هر روز کنار قبرش می آیم  و وقتی که حاجتی بر من عارض شد دو رکعت نماز می خوانم و نزد قبرش می روم و از خداوند حاجتم را کنار قبر ابی حنیفه مسالت می کنم.

(خلاصه الکلام ص ۲۵۲ - تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۲۳ - مناقب ابی حنیفه ج۲ ص ۱۹۹ - الغدیر ج ۵ ص ۱۹۴ )

 

این بحث ادامه دارد

با موضوع اعترافات ابن جوزی شاگرد ابن تیمیه دال بر جواز زیارت قبور

منتظر باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:5  توسط حسین.....  | 

ادامه مبحث استغاثه وتوسل(2)

به نام خدا  قول داده بودم که دلایلی را دال بر جواز استغاثه و توسل و تشفع از دیدگاه علمای اهل سنت و از منظر برادران سنی برایتان نقل کنم توجه کنید:

نظر اهل سنت:

* قسطلانی می گوید:بر زائر شایسته است که زیاد دعا و تضرع نماید ونیز استغاثه و تشفع و توسل به جناب پیامبر (ص) بجوید.در نتیجه سزاوار است کسی که از او طلب شفاعت می نماید خداوند هم شفاعت شفیع را درحقش قبول بنماید....استغاثه  توسل  شفاعت خواهی و.... توجه به نبی چه قبل و چه بعد از خلقت ایشان و چه در مدت حیات دنیایی اش و چه بعد از مرگ که در برزخ به سر می برد و چه بعد از آنکه بر انگیخته خواهد شد بدون اشکال است. (مسند ج۵ ص ۳۱۷)

* مراغی (م ۸۱۶ ه) می گوید:توسل جستن و استمداد و شفاعت طلبیدن از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم چه قبل از خلقتش و چه در مدت حیاتش در دنیا و چه بعد از مرگش که در برزخ به سر می برند و چه بعد از برانگیخته شدنش و نیز در صحنه های قیامت اشکالی در پی ندارد.

(تحقیق النظره و مصباح الظلام ص ۱۱۳)

.............سیره مسلمین از گذشته تا کنون استغاثه به قبور پیامبران و صالحان است وعلما هم فتوا به جواز چنین عملی داده اند که نمونه هایی از آن بیان می شود:

 

* استغاثه به قبر پیامبر(ص):

از دارمی نقل شده  است:اهل مدینه دچار قطحی شدید شدند و به عایشه شکایت بردند وی به آنها گفت: به قبر پیامبر توجه کنید و سوراخی از قبر به طرف اسمان قرار دهید تا بین قبر و آسمان سقفی قرار نگیرد. راوی می گوید:این کار را انجام دادند در نتیجه بارانی بر ما بارید به طوری  که علف زار رویید و شتران چاق گردیدند  به طوری که دنبه گوسفندان  از کثرت چربی سرباز  کرده و به اصطلاح فتق گردید وآن سال سال فتق نامیده شد.(سنن الدارمی ج۱ ص ۵۶  سبل الهدی و الرشاد ج ۱۲ ص ۳۴۷)

ابن ابی شیبه به اسناد صحیح از ابی صالح سمان و وی از مالک الدار (انباردار عمر) نقل می کند:

در زمان عمر مردم دچار قطحی شدند مردی کنار قبر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم آمد و گفت ای رسول خدا ! برای امت خود طلب باران نما که ان ها هلاک شدند پس در خواب به ان مرد گفته شد برو نزد عمر ... سیف در کتاب الفتوح روایت کرده است :آن کسی که به خواب رفت و در خواب شخصی را دید  بلال بن حارث مزنی یکی از صحابی رسول خدا (ص) بود.(دفع شبه من شبه ص ۹۴ الاصابه ج۳ ص ۴۸۴ کشف الارتیاب ص ۲۸۰)

 

موارد دیگر که برایتان نقل خواهم کرد:

- استغاثه به مشهد امام حسین علیه السلام در قاهره

- استغاثه فرد نابینا به مشهد شریف امام حسین علیه السلام

- شفاعت طلبیدن ابن حبان از قبر امام رضا علیه السلام

- تضرع ابن خزیمه کنار قبر امام رضا علیه السلام

 

موارد از استغاثه به قبور که با مدارک کافی و بسیار از منابع تشیع و برادران اهل سنت نقل شده اند. برخی از انها:

* قبر ابو ایوب انصاری (مستدرک حاکم ج۳ ص ۵۱۸ - صفه الصفوه ج۱ ص ۴۷۰)

* قبر امام موسی بن جعفر علیه السلام(تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۲۰)

 * قبر ابو حنیفه (خلاصه الکلام ص ۲۵۲ (زینی دحلان) تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۲۳ - مناقب ابی حنیفه(خوارزمی) ج ۲ ص ۱۹۹- الغدیر ج ۵ ص ۱۹۴)

* توسل به قبر احمد بن حنبل (مناقب احمد (ابن جوزی) ص ۲۹۷)

* استغاثه به قبر ابن فورک اصفهانی (وفیات الاعیان  ج۴ ص ۲۷۲ - سیر اعلام النبلا ج۱۷ ص ۲۱۶)

* قبر شیخ احمد بن علوان (مرآه الجنان ج۴ ص ۳۵۷)

* استسقا از قبر بخاری(معجم البلدان ج ۲ ص ۳۵۶- طبقات الشافعیه ج۲ ص ۲۳۴ - سیر اعلام النبلا ج ۱۲ ص ۴۶۹

* استغاثه به حمزة بن قاسم (م ۳۳۰ ه) (سیر اعلام النبلا ج ۱۵ ص ۳۷۵- تاریخ بغداد ج ۸ ص ۱۸۲)

* و................

منتظر این مطالب باشید. 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 15:29  توسط حسین.....  | 

یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک

می دانم که تو اینجایی،

تو غایب از نظر و حاظر در دلی ... ،

 

با خودم می گویم اگر تو بیایی،

اگر تو  با یک لشکر از عشق بیایی و من نباشم چه؟

 

یا اگر من باشم ولی مرا جزو عاشقانت نخوانی چه؟....

بیا و مراهم در خیل سپاه  عاشقان خود در گوشه ای جا بده و

می دانم که تو می‌آیی و دنیا را با عشق و حضورت سبز و نورانی می کنی ...

 

وقتی تو بیایی دیگر غم جرات گریه ندارد،

شب و روز یکی می شود،

دنیا یک سره در قیام قیامت فرو می رود.

 

وقتی تو بیایی تمام شکوفه های یاس گل می کنند.

وقتی تو بیایی دلم می خواهد که خاک راهت شوم.

 

آه! چقدر انتظار سخت است و تلخ ...

دعا کن در روزی که تو می‌آیي،

ما عاشقانه و استوار در رکابت و در سایه پرچم سبز  و جهانیت باشیم.

 

 

n01.jpg (35052 bytes)

 

 

نقل از وبلاگ:دریچه ای به سوی ملکوت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 20:48  توسط حسین..... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 20:42  توسط حسین..... 

استمداد و طلب حاجت

به نام خدا با سلام و پوزش بیسار به خاطر این که چند روزی در به روز شدن مطالبم وقفه ایجاد شد. ادامه بحث توسل و طلب حاج و استمداد را با هم مرور کنیم:

* ابن تیمیه گوید:اگر شخصی خطاب به مرده ای که در برزخ به سر می برد بگوید:مرا دریاب یا کمکم کن   یاشفیع من باش و یا مرا بر دشمنم یاری گردان و مانند این جملات  که انجام آنها فقط در قدرت خداوند است از اقسام شرک است.(الهدیة السنیه ص ۴۰)

* از جمله شگفتی های  ادعای ابن تیمیه این است که :طلب  استغاثه در قرآن و سنت نیامده و امت اجماع نکرده است چنین عملی شرک اکبر است که پیامبر (ص) با آن مقابله نموده است!

* وی (ابن تیمیه) در رساله زیارة القبور و الاستنجاد بالمقبور می نویسد:کسی که نزد قبر نبی یا انسان صالحی آید و از وی کمک بطلبد مثلا بگوید مرضش را زایل کند یا قرض او را ادا کند و مانند آن-  که فقط خداوند قادر بر انجامش است - که گوینده آن باید توبه کند و اگر توبه نکند باید کشته شود.

* و نیز  می نویسد : بسیاری از افراد گمراه می گویند:این شخص از من به خداوند نزدیک تر است و من از خداوند دورتر هستم و من نمی توانم او را بخوانم مگر به واسطه این شخص و مانند این جملات. این ها همه از گفتار مشرکان است.(کشف الارتیاب ص ۲۱۴)

* محمد بن عبدالوهاب نیز می گوید:خواندن و استغاثه به غیر خداوند موجب خروج از دین و دخول در جرگه مشرکان و پرستش کنندگان بت ها می شود و مال  وخون  چنین شخصی مباح است مگر آنکه توبه کند!(کشف الارتیاب ص ۲۱۴)

 

نقد وبررسی این دیدگاه:

استمداد و یاری طلبیدن از غیر به سه صورت است:

۱.صرفا اسم شخص را صدا می زند و مثلا می گوید: یا محمد یا عبدالقادر یا اهل البیت.

۲.یک وقت ندای او به این صورت است که می گوید:ای فلانی شفیع من باش یا ای  فلانی  خداوند را بخوان تا حاجتم را ادا کند.

۳.گاهی بدین صورت استمداد می طلبد قرضم را اداکن و مریضم را شفا ده و ای محمد از فضل خودت مرا بی نیاز نما.

هیچ یک از این سه قسم منعی ندارد چون مسلمان موحد که دارای عقیده ای سالم است اعتقاد دارد. غیر از خداوند احدی به طور مستقل و بدون در نظر گرفتن پروردگار توانایی ندارد که نفعی به خود یا به دیگران برساند و یا ضرری را از خود یا از دیگران بر طرف سازد.اگر شخص امید دارد کسی نفعی به او برساند و یا ضرری از او دفع نماید این بدون مشیت خداوند نیست بلکه خواست او را در نظر داردو اگر خدا خواست دفع ضرر و یا جلب منفعت کند و اگر نخواست انجام ندهد. در نتیجه توجه به آن شخص ـ که مورد رضایت پروردگار است و خدا  او را برگزیده و بر آفریدگان برتری داده است - از این جهت است که آن شخص (مانند پیامبر و ...) واسطه شود تا حاجت های او هر چه سریع تر بر آورده گردد.

اگر مسلمانی این را بخواهد باید فعلش را صحیح دانست و فورا نباید فتوا بر ارتداد او صادر کرد وخون ومال و ناموسش را مباح شمرد!

اگر کسی بگوید ای محمد ! از خدا بخواه تا حاجتم را ادا کند مقصود حقیقی اش خداوند است که تمام کارها به دست او است اگر کسی می گوید: ای محمد  حاجتم را روا کن از باب اسناد فعل به سبب است مثل آنجا که می گوید:بهار سبزی را رویاند.

آیات زیادی وجود دارد که در ظاهر فعل به بندگان نسبت داده شده است مانند:

- « ومت نقموا الا ان اغناهم الله و رسوله»(توبه / ۷۴) آنان فقط  از این انتقام می گیرند که خداوند و رسولش انان را به فضل خود بی نیاز ساختند.

ـ «وارزقوهم فیها و ماکسوهم» (نسا/۵) و از آن به آنها روزی دهید و لباس بر آنان بپوشانید.

و....

این بحث با دلایل  فراوان و بی شماری از بزرگان وعلمای اهل سنت که دال بر جواز استغاثه و توسل و طلب حاجت است ادامه دارد..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 20:36  توسط حسین.....  | 

توسل

وهابی ها نوسل به اولیای الهی و وسیله قرار دادن آنها نزد خداوند متعال را جایز نمی دانند و سیره عموم مسلمانان را در این باره انکار می کنند. گروه فتوای وهابیون در جواب سوالی از توسل پاسخ دادند:

«توسل به پیامبر (ص) و غیر او از انبیا و صالحان جایز نیست.همچنین توسل به مقام آن حضرت(ص) و غیر او حرام است زیرا این عمل بدعت است و از پیامبر (ص) و از صحابه درباره آن حکمی نرسیده است.»

(البدع و المحدثات وما لا اصل لهص ۲۶۵-۲۶۶)

نقد افکار وهابیون درباره توسل:

- توسل چیست؟توسل در لغت یعنی انجام دادن عملی که به سبب آن به خدا نزدیک شویم و اما در اصطلاح توسل آن است که بنده چیز یا شخصی را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا او وسیله تقرب آن شخص به خدا گردد.

- آیا هر توسلی حرام است؟

توسل به اولیای الهی به دو صورت انجام می گیرد:

۱.توسل به ذات آنها :مثلا انسان بگوید:خدایا من به پیامبرت محمد(ص) توسل می جویم که حاجت مرا روا کنی.

۲.توسل به مقام و مرتبه بلند آنان نزد خداوند: مثلا بگوید خدایا من مقام و حرمت محمد(ص) و حق او را نزد تو وسیله قرار می دهم که نیاز مرا برآورده سازی.

وهابی ها در دو صورت توسل را حرام و بدعت می دانند بر خلاف روایات اسلامی و سیره مسلمانان که توسل به انبیا و اولیا را به هر دو نوعش اجازه می دهند.

وقتی شیعه به پیامبر (ص) توسل می کند یا یکی از ائمه(ع) را زیارت می کند هرگز این تصور به ذهنش نمی آید که انها خدا و پروردگار او هستند بلکه در نظر او انها واسطه های فیض و حلقه های وصل و رابط بین خدا و بندگان او هستند.

- دیدگاه روایات و سیره مسلمانان:

* سیوطی در الدر المنثور از عمر بن خطاب نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: وقتی آدم آن گناه را مرتکب شد سر بر آسمان بلند کرد و گفت: خدایا به حق محمد از تو می خواهم که مرا بیامرزی....(مسند احمدج ۴ ص ۱۳۸)

* در اسد الغابه می خوانیم:در آن سال که قحطی به اوج خود رسید عمر به وسیله عباس بن عبدالمطلب طلب باران کرد و خداوند به وسیله او آنان را سیراب نمود و زمین ها را خرم ساخت. عمر رو به مردم کرد و گفت:عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی بلند نزد او دارد.(اسد الغابه ج ۱۳ ص ۱۱۱)

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:13  توسط حسین.....  | 

توسل شرک نیست

وبلاگ سلف صالح که نویسنده اش یک وهابی متعصب می باشد مطلبی را با عنوان توسل شرک است در وبلاگش آورده که مناسب دیدم آن مطالب را در این جا نقد نمایم.

او در ابتدای مطالبش نوشته است:

یکی از عادات زشتی که روافض دارند آن است که  همیشه بجای توسل به خداوند متعال ، به  پیامبر و  اهل بیت او و ائمه خود توسل می  جویند. این عمل شرک به خدا است چون او بجای اینکه خدا را برآورنده حاجات «قاضی الحاجات» بداند ، بشر را آن هم انسان هایی که مرده است ، برآورنده حاجات خود می دانند.

 

بهتر است خدمت این وهابی بگویم که:

توسل وسیله و واسطه قرار دادن چیزی بین خود ومطلوب است.وسیله بر دو قسم است گاهی از امور مادی است مثل آب و غذا که وسیله رفع تشنگی و گرسنگی است و زمانی نیز از امور معنوی است مثل گناه کاری که خدا را به مقام و جاه یا حقیقت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم قسم می دهد تا از گناهش بگذرد.در هر دو صورت وسیله لازم است.زیرا خداوند متعال جهان آفرینش را به بهترین صورت آفریده است انجا که می فرماید:

الذی احسن کل شی خلقه (سجده آیه ۷)

آن خدایی که همه چیز را به بهترین صورت افریده است.

لازم است خدمت نویسنده این وبلاگ بگوئیم که تعداد زیادی از آیات قرآن دال بر جواز وشرعیت توسل دارد.

در ضمن توسل  فقط نزد علمای ما شیعه ها جایز نبوده بلکه در میان علمای برادران اهل سنت نیز توسل جایز است و بهتر شما وهابی ها به جای ایجاد تفرقه بین ما وبرادران اهل سنت حقیقت را بپذیرید.

 

دیدگاه علمای اهل سنت درباره توسل :

۱. نورالدین سمهودی می گوید:استغاثه و شفاعت و توسل به پیامبر (ص) و جاه و برکت او نزد خداوند از کردار انبیا و سلف صالح بوده و در هرزمانی انجام می گرفته است چه قبل از خلقت و چه بعد از آن حتی در حیات دنیوی و در برزخ.هرگاه توسل به اعمال صحیح است همان گونه که در حدیث غار آمده توسل به پیامبر (ص) اولی است....(وفا الوفا ج ۴ ص ۱۳۷۲)

۲.دکتر عبدالملک سعدی می گوید:هر گاه کسی بگوید:اللهم انی توسلت الیک بجاه نبی او صالح کسی نباید در جواز آن شک کند زیرا جاه همان ذات کسی نیست که به او توسل شده بلکه مکانت و مرتبه او نزد خداوند است و این حاصل و خلاصه اعمال صالح او است خداوند متعال در مورد حضرت موسی  می فرماید وکان عند الله وجیها ونزد خدا ابرومند بود...(البدعه فی مفهومها الاسلامی ص ۴۵)

۳.قسطلانی می گوید:بر زائر رسول خدا (ص) سزاوار است که زیاد دعا و تضرع و استغاثه  طلب شفاعت و توسل به ذات پاک رسول خدا (ص) نماید.(المواهب الدنیه ج۴ ص ۵۹۳)

۴.زرقانی در شرح آن می گوید: باید به پیامبر توسل جست زیرا توسل به آن حضرت سبب فرو ریختن کوه های گناهان است.

۵.و...................

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:12  توسط حسین.....  | 

توجه توجه

به نام خدا

با سلام خدمت همه دوستان و کاربران اینترنتی

مدتی است که با نام بنده و وبلاگ بنده در وبلاگ ها و سایت های مختلف فحش و ناسزا نوشته می شود که با نام ۱۰۱ و به آدرس وبلاگ بنده است که بنده همه آن ها را تکذیب می نمایم و از همه دوستان خواهش دارم نظراتی که با نام بنده نوشته  می شود و حاوی مطالب  فحش و خلاف عفت است را پاک نمایید.

 

                                                                          با تشکر

                                                                           حسین مهدوی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 11:20  توسط حسین.....  | 

حرمت بنا بر قبور انبیا و اولیا (به خاطر شرک دانستن این عمل)

به نام خدا

با سلام خدمت همه.

دومین موضوعی که قرار شد با هم بحث کنیم حرمت بنا برقبور انبیا واولیا بود که در این پست و چند پست آینده این موضوع را باهم بحث  می کنیم.

- نظر وهابی ها در این مورد:

وهابیان تعمیر قبور و ساختن بنا و گنبد بر روی آنها ونیز گچ کاری را منع و آن را شرک و کفر قلمداد می کنند و ویرانی قبور و گنبد ها و بنای اطراف قبور را واجب می دانند.

نمونه هایی از فتاوای آنها:

۱.صنعانی می گوید:بارگاه به منزله بت است. چون کاری که مردم جاهلیت برای چیزهایی به نام بت انجام می دادند همان کار را قبوریون برای چیزهایی که نام آن را قبر یا مشهد ولی گذاشته اند انجام می دهند. به هر حال همان عمل مردم دوران جاهلیت است با اسم دیگر لکن با تغییر اسم از بت بودن خارج نمی شود!

(کشف الارتیاب ص ۲۸۶ به نقل از تطهیر الاعتقاد)

۲.ابن قیم(شاگرد ابن تیمیه) گوید:بناهای قبور به صورت بت ها و طاغوت ها برگرفته شده و مورد پرستش قرار می گیرد. ویران نمودن آن ها واجب است و پس از قدرت بر ویرانی ابقای آنها به همان صورت حتی یک روز جایز نیست. چراکه آنها به منزله لات وعزی و یا بزرگترین شرک ها است.

(زاد العماد ص ۶۶۱ کشف الارتیاب ص ۲۸۶)

و.....

 

نقد فتوای وهابیان در این مورد:

۱.قبور پیامبران زیادی در اطراف بیت المقدس قرار دارد مثل قبر داود علیه السلام در قدس و قبور ابراهیم . اسحاق - یعقوب و یوسف در شهر الخلیل و... روی آنها بناهای بلندی قرار دارد و قبل از اسلام بر روی آنها سنگ های بزرگی بود وتا زمانی که اسلام آن سرزمین را فتح کرد به همان شکل بودند.

(ارشاد الساری ج۲ ص ۴۶۸)

ابن تیمیه خود بدان تصریح کرده می گوید:ساختمانی که روی قبر ابراهیم خلیل علیه السلام قرار داشت در زمان فتح و حضور صحابه موجود بود مگر این که در آن ساختمان تا سال ۴۰۰ ه بسته بود. شکی نیست که عمر وقتی بیت المقدس را فتح کرد آن بنا را  دید اما دستور به ویرانی آن نداد.

(سید امین در کشف الارتیاب ص ۳۰۶ به این مطلب اشاره نموده است.)

۲.قاضی القضات وهابی ها (عبدالله بن سلیمان بن بلیهد)مدعی است که بنا بر روی قبور از قرن پنجم به بعد مرسوم گردید در حالی که با تامل در تاریخ خلاف گفته های او ثابت می شود چون بسیاری از بناهایی که روی قبور قرار دارد به قبل از قرن پنجم می رسد و حتی بعضی از آن بناها به قرن اول  ودوم تعلق دارد که به نمونه هایی از آنها اشاره می شود:

- بنای حجره شریفه ای که قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در آن قرار دارد.

- بنای مسجد بر روی قبر حضرت حمزه علیه السلام(این مسجد در قرن دوم بنا شده است.)

- قبر ابراهیم پسر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم که در خانه محمد بن زید بن علی علیه السلام قرار داشت.

- قبر سعد بن معاذ که درخانه ابن افلح قرار داشت و بر روی آن قبه ای در زمان عمربن عبدالعزیز بنا شده بود.(وفاءالوفا ج۲ ص ۵۴۵)

- بنا بر روی قبر زبیر که در سال ۳۸۶ ه احداث گردید.

- و........

این بحث ادامه دارد با موضوع:

بناهای روی قبور و بازسازی آنها

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:9  توسط حسین.....  | 

موضع علما در برابر توهمات ابن تیمیه

به نام خدا با سلام مجدد خدمت همه شما برادران و خواهران شیعه و سنی و ..   پوزش می خواهم که چند روزی در نوشتن مطلب جدید دیر نمودم.

بحثی که طی چند روز و چند پست گذشته با شما ادامه دادیم در مورد زیارت قبور و خصوصا زیارت قبر شریف نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود که به طور اجمالی نظرات وهابی ها و خصوصا ابن تیمیه را مطرح نمودم و سپس به صورت اختصار جوابی در مورد این تحریم داده شد که انشاالله قبول حق باشد

ولی به شما قول داده بودم در مورد ابن تیمیه که این مساله را مطرح نموده و زیارت قبر نبی اکرم را تحریم نموده . حتما از نظر علما به این مساله بپردازم پس موضوع بحث امروز این است که در مورد حکم ابن تیمیه درباره زیارت قبور و همچنین چرا این فتوا را داده موضع و نظرات علما چه می باشد؟

۱.قسطلانی می گوید:گفتار ابن تیمیه در مورد منع زیارت نبی (ص) از زشت ترین مسائلی است که از وی نقل شده است.    

                                                              (وفاء الوفا ج ۴ ص ۱۳۵۸)

۲.نابلسی می گوید:این اولین گرفتاری ای نیست که ابن تیمیه و پیروانش در آن قرار گرفته اند چرا که وی سفر برای زیارت بیت المقدس را گناه شمرده است.... و از این که آدمی به وسیله نبی  یا غیر نبی از اولیا به خدا توسل جوید نهی کرده است..... این مسائل نشانه سبک سری شرم آور وی است.موجب شد که علما به طور قاطع در مقابل او بایستند: چنان که الحصنی در کتاب مستقلی به رد ابن تیمیه و پیروان وی پرداخته و دران کتاب تصریح به کفر وی نموده است.

(الحضرة الانسیة فی الرحلة القدسیة ص ۱۲۹)

 

البته مطالب در این مورد زیاد است که انشالله مطرح خواهم نمود

با تشکر

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 20:40  توسط حسین.....  | 

سلام ما بر دخت حسین رقیه سلام الله علیها

شهادت سه ساله اباعبدالله رقیه سلام الله علیها

درروزپنجم ماه صفر61هجری حضرت رقیه به شهادت رسیدند.لقب شریفش ((رقیه))،((فاطمه))و((زینب))است.

ولادت آنجناب درمدینه بودودرسن سه سالگی یابشتردرمحرم 61هجری باپدربزرگوارخویش به کربلا آمدند.قبل وبعدازروزعاشورابارهاموردتفقدپدرقرارگرفت.بعدازشهادت امام حسین(ع) همرا با اسرابه کوفه وشام رهسپارشدودرچهل منزل اسارت اهل بیت رنجهای فراوانی کشید.

درشام بعدازدیدن سرنورانی پدرباپیشانی شکسته درخرابه،آنقدرناله زد وگریست تابه ملکوت اعلا پیوست،وبدن شریفش راشبانه دفن کردند.

                   

شواهدومدارک درباره وجودشریف آن مخدره،وبودن قبرآن حضرت درمکان فعلی حرم مطهر،همراه بامعجزات وکراماتی ازآن مخدره مظلومه است.                                 (تقویم شیعه)

×××××

رنج وسختی وشکنجه ای که آن بانوی سه ساله درطول اسارت متحمل شده اند فرای فهم ودرک ماست.ازذکرمصیبات آنجناب که دل هرانسانی رابه دردمی آوردخودداری می کنم وفقط به یک مصیبت اشاره می کنم که آن دیدن راس خونین پدری چون حسین(ع)بربالای نیزه می باشد که هنوزهیچ کس نتوانسته حق این مصیبت رااداکند.

شهادت آنجناب بهانه ای دیگراست تاهمه مااین بانوی بزرگوارراواسطه قرارداده وبگوییم خدایابه پاهای زخمی رقیه خاتون ویتیمی آن مخدره وغربت ومظلومیت اووعمه بزرگوارش فرج منتقم کربلارامعجل بفرماتافرجش مرهمی باشدبرقلب داغدارآل الله.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 20:20  توسط حسین.....  | 

زیارت قبر پیامبر (ص) - قسمت دوم بحث

به نام خدا با سلام خدمت همه شما عزیزان همان طوری که دیروز قول داده بودم قرار شد امروز قسمت باقی مانده بحث رو براتون  بیان نمایم.

دیروز دو دلیل عمده برای نقد نظر وهابیت در مورد حرام بودن زیارت قبور و مخصوصا زیارت قبر نبی اکرم بیان نمودم که داو دلیل باقی مانده برای امروز یکی عمل اصحاب است ودیگری عقل.

 

- عمل اصحاب (دلیلی برای رد نظر ابن تیمیه و وهابیت)

۱.عمر بن خطاب بعد از فتوحات شام وقتی وارد مدینه شد اولین اقدامش این بود که به مسجد آمد و بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سلام فرستاد.

(شفاءالسقام ص ۴۴)

۲.ابن عمر هر وقت از سفر بر می گشت نزد قبر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم می امد و می گفت :سلام بر تو ای رسول خدا ! سلام بر تو ای ابوبکر ! سلام بر تو ای پدر!

(وفاء الوفاء ج۴ ص ۱۳۴۰)

۳.ابن عون می گوید:مردی از نافع سوال کرد:آیا ابن عمر بر قبر نبی اکرم  سلام می فرستاد؟ نافع گفت:بله او را صدبار یا بیش از صدبار دیدم که می امد کنار قبر و نزد آن می ایستاد و می گفت:سلام بر پیامبر.

(الفتوح ج۵ ص ۱۸)

۴.ابوحنیفه از ابن عمر نقل می کند:مستحب است که از طرف قبله به سمت قبر پیامبر بیایی و پشت خود را به قبله نموده و با صورتت رو به قبر پیامبر کنی و سپس بگویی...

این نمونه ای از عمل اصحاب بود و مرحوم علامه امینی بیش از چهل قول از علما وفقهای اهل سنت در استحباب زیارت قبر پیامبر و نیز اداب آن حضرت در کتاب خود آورده است.(الغدیر ج ۵ ص ۱۰۹)

 

- عقل

عقل می گوید:تعظیم کسی که خداوند تبارک و تعالی او را بزرگ داشته است- نیکو است . زیارت هم نوعی تعظیم است. زیارت نبی (ص) که نوعی احترام به ان حضرت است از شعائر  الهی جایز و نیکو است چرا که این عمل بر خلاف میل دشمنان و مخالفان است.

ابن تیمیه در ادامه افترا علیه شیعه می گوید:

آنان همانند حج گزاران که حج خانه خدا را به جای می اورند  نسبت به مشاهد (قبر ائمه و..) همین عمل را انجام می دهند و...

ابن عبدالوهاب نیز گمان نموده که سفر برای زیارت مشاهد مشرفه  وقبر نبی اکرم حرام است و باری حرمت آن به این حدیث تمسک جسته:

لا تشد الرحال الا الی ثلاثه: المسجد الحرام  ومسجدی و مسجد الاقصی. لذا وی به استناد این حدیث سفر به قصد زیارت قبور  را تحریم کرده است.

 

اشکالاتی که بر استدلال ابن عبدالوهاب وارد است:

- تمام فرقه های مسلمین اجماع  واتفاق دارند که سفر به هر مکانی برای تجارت طلب علم  و جهاد و زیارت علما و یا اصلا به جهت گردش و ... اشکالی ندارد.

- از ابن عمر نقل شده است پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم روزهای شنبه پیاده و سواره به قبا می رفت و ابن عمر همین کار را انجام می داد.

(بخاری ج۲ ص ۱۳۷)

- بلال بار سفر بسته و به زیارت قبر نبی صلی الله علیه و آله و سلم شتافت.ابن عساکر نقل می کند وقتی عمر از بیت المقدس برگشت به منطقه جابیه رسید  بلال از عمر خواست که وی را در شام باقی گذارد عمر نیز همین کار را کرد و وی را در شام باقی گذاشت.

ابن عساکر در ادامه می گوید:بعد از ان بلال در خواب پیامبر را دید که به فرمود این چه جفایی است ای بلال: آیا  وقت ان نرسیده که مرا زیارت کنی؟ بلال در حالی که ناراحت و ترسان بود از خواب بیدار شد سوار بر مرکب خود شد و اهنگ مدینه کرد وقتی  وارد مدینه شد کنار قبر پیامبر امد  وگریه کرد  وصورت خود را بر قبر آن حضرت سایید ناگهان حسن  وحسین علیهم السلام  به سوی او امدند بلال هر دو را در بغل گرفته بوسید و....

(اسد الغابة ج۱ ص ۲۰۸ - تهذیب المطالب ج ۲ ص ۴۰۸ - شفاء السقام ص ۸۵)

- سبکی می گوید: تکیه ما برای مشروعیت سفر برای زیارت پیامبر (ص) رویای بلال نیست بلکه تکیه ما عمل بلال است این عمل در دوره خلافت عمر با آن همه صحابه که در ان دوره بودند  صورت گرفته است و این جریان برای آنها پوشیده نبود لذا هیچ اعتراضی بر بلال نکردند و رویای او تاکید بر دلیل ما است.

(تاریخ الاسلام - عهد خلفا ج۳ ص ۲۰۵ -وفاءالوفاء ج۴ ص ۱۳۵۷)

 

دلایل ما در مورد نقد نظرات ابن تیمیه و وهابیت در مورد حرمت زیارت قبر نبی اکرم و سایر قبور به طور مختصر بیان شد اما یک مطلب در این مورد باقی است:

 

موضوع بحث فردا:

موضع علما در برابر توهمات ابن تیمیه (در مورد حرمت زیارت قبر نبی اکرم)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 14:10  توسط حسین.....  | 

زیارت قبر پیامبر(ص)

به نام خدا همان طوری که دیروز به شما قول داده بودیم در مورد زیارت قبور بحث کنیم لذا بنده امروز این بحث را آغاز نماییم تا به نتیجه ای مطلوب برسیم البته با حول و قوه الهی انشا ءالله.

نظر وهابیت در مورد زیارت قبور:

قسطلانی در ارشاد الساری (ج۲ ص ۳۲۹) و ابن حجر در الجوهر المنظم از ابن تیمیه نقل کرده اند وی زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم را منع و آن را چه با شد الرحال و چه بدون شد الرحال (شد الرحال کنایه از مسافرت است) تحریم کرده است.با فتوا به تحریم زیارت قبر نبی صلی الله علیه و آله و سلم زیارت سایر قبور به طریق اولی حرام می شود. وی گمان کرده حرمت سفر برای زیارت اجماعی است  ونماز شکسته نمی شود.

رد نظر فوق که مطرح نمودیم:

به چهار دلیل زیارت امری مشروع است:

۱- قرآن

خدواند تعالی می فرماید: ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاووک فاستغفروالله و استغفر لهم  الرسول لوجدوا الله توابا رحیما.(نساء آیه ۶۴)

- هر گاه آنان زمانی بر خویش ستم کرده اند نزد تو (ای رسول خدا) بیایند و استغفار کنند و پیامبر برای آنان طلب آمرزش کند خداوند را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت.

زیارت نوعی حاضر شدن نزد زیارت شونده است خواه برای استغفار باشد یا غیر آن. وقتی رجحان چنین عملی در حیات پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم ثابت شد همین امر بعد از رحلت او نیز ثابت است.چون نبی اکرم دارای حیات برزخی است و سلام زائر را می شنود و اعمال او نزد آن حضرت عرضه می شود.(دلایلی که بیانگر حیات برزخی آن حضرت است خود بحث مفصلی می خواهد که اگر توفیقی شد بیان می نماییم.)

 

۲- روایات

احادیث بسیاری به طرق مختلف و با مضمون های گوناگونی وارد شده است:

- از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده که فرمود:هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعتش بر من لازم می گردد.

(الغدیر ج ۵ ص ۹۳ - سنن الدار قطنی ج۲ ص ۲۷۸ - الاحکام السلطانیه ج۲ ص ۱۰۹ - الکامل فی الضعفاء ج۶ ص ۳۵۱ - الضعفا الکبیر ج۴ ص ۱۷۰ - الشفاء بتعریف حقوق المصطفی ج ۵ ص ۱۹۴ - مختصر تاریخ دمشق ج۲ ص ۴۰۶ - الترغیب و الترهیب ج ۲ ص ۲۲۴ - شفاء السقام ج۲ - کنز العمال ج ۱۵ ص ۶۵۱ -نیل  الاوطار ج۵ ص ۱۰۸.)

این حدیث دارای ۴۰ منبع از کتاب های برادران اهل سنت است  که مولفان این   کتاب ها  از حافظان و ائمه حدیث می باشند از جمله:

۱.عبید بن محمد الوراق نیشابوری(م ۲۵۵ ه)

۲.ابن ابی الدنیا ابوبکر القریشی (م ۲۸۱ ه)

۳.دولابی رازی در کتاب الکنی و الاسماء (م ۳۱۰ ه)

۴. ابن خزیمه در صحیح خود (م ۳۱۱ ه)

۵. ابو جعفر العقیلی(م ۳۲۲ ه)

۶.ابو احمد بن عدی (م ۳۶۰) در کتاب الکامل

۷.دار قطنی (م ۳۸۵ه) در سنن خود این روایت را نقل کرده است.

و......

- پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:هر کس حج بگذارد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت کند مانند کسی است که در حیاتم مرا زیارت نموده است.

این حدیث دارای ۲۵ منبع از کتاب های برادران اهل سنت است که به بعضی از آنها اشاره می نماییم:

۱.ابویعلی (م ۳۰۷ ه) در مسند خود این حدیث را آورده

۲.ابن عدی (م۳۶۵ ه) در کتاب الکامل

۳. بیهقی (م ۴۵۸ ه) در کتاب السنن

۴.ابن عساکر (م ۵۷۱ ) در تاریخ خود اورده است

و...........

برادران و خواهران عزیز به صورت مختصر نظر وهابیت را در مورد زیارت قبر نبی (ص) و عموم متذکر شدیم و بیان نمودیم که چهار دلیل می توان بر رد نظر وهابیت اورد که دو دلیل را بیان نمودیم . دو دلیل باقی ماند تا اگر عمری باشد فردا آن را بنویسیم

موفق باشین و عاقبت به خیر

 

موضوع فردا:دو دلیل باقی مانده بر رد نظر وهابیت در مورد حرام بودن زیارت قبور:

۱. عمل اصحاب        ۲. عقل

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:28  توسط حسین.....  |